بدن مادی

از بدن مادی (Phisycal body) شروع کن. آن وقت، هر مرتبه دیگری به رویت گشوده می¬شود. لحظه-ای که روی اولین بدن کار می¬کنی، نگاه¬های گذرایی به دومین بدن داری. لحظه به لحظه نسبت به آن آگاه باش. نه تنها آگاهی نسبت به بیرون؛ از درون هم می¬توانی به همان نحو نسبت به بدنت آگاه شوی. من میتوانم از دستانم، به محض دیدن آن¬ها، آگاه شوم؛ اما یک حس درونی هم هست. وقتی چشمان را می¬بندم، دست¬هایم دیده نمی¬شوند؛ ولی هنوز هم یک احساس درونی از بودن چیزی در آنجا وجود دارد. بنابراین از بدنت تنها به همان صورت که از بیرون دیده می¬شود، آگاه نباش؛ این نمی¬تواند تو را به درون هدایت کند. احساس درونی کاملاً متفاوت است.

 

پس، نخستین گام احساس بدن از درون است. وقتی نفرت را حس می¬کنی، احساس درونی¬ات متفاوت است. بین وقتی که احساس تنبلی می¬کنی و هنگامی که احساس فعالیت، تفاوتی هست. وقتی هم که خواب‏آلوده‏ای باز هم تفاوتی در بین است. این تفاوت¬ها می¬بایست جداگانه و جزء به جزء شناخته شوند. تنها آن وقت است که با زندگی درونی¬ات آشنا می¬شوی. آن¬وقت، تاریخ درونی و جغرافیای درونی¬ات را در کودکی، در جوانی و در سالخوردگی می¬شناسی.