دانش مديتيشن

شيوه هاي مختلف مديتيشن
تكنيك هاي مختلف مديتيشن به علت استوار بودن بر پايه هاي علمي مي توانند كمك شاياني به ما بكنند . با استفاده از اين تكنيكها از حيران شدن و سردرگمي نجات پيدا مي كنيد و در صورتي كه از اين تكنيكها آگاهي نداشته باشيد ، براي رسيدن به مقصد سفري طاقت فرسا و طولاني خواهيد داشت .
با كمك يك استاد و با استفاده از اين تكنيكها زمان و انرژي زيادي را ذخيره خواهيد كرد . گاهي اوقات فقط در طي چند ثانيه ممكن است به پيشرفتي نائل شويد كه رسيدن به آن در صورت عدم به كار بستن رهنمودهاي استاد ، عمرها به طول انجامد . در صورتي كه از تكنيك مناسب و درستي استفاده كنيد ، پيشرفت شما بسيار گسترده تر و با شتاب تر از حد تصورتان خواهد بود . اين تكنيكها هزاران سال است كه به كار گرفته مي شوند . آنها توسط يك نفر ابداع نشده اند ، بلكه توسط افراد مختلف و به مرور زمان كشف و متكامل شده اند .


تك تك شما مطمئناً به مقصد مي رسيد زيرا انرژي حيات در وجود شما در صورتي كه مانعي بر سر راهش نباشد به سوي والاترين قله ها پيش مي رود . حتي بدون كمك هيچ فرد ديگري نيز هر يك از شما بالاخره به مقصد خواهيد رسيد ولي در اين صورت لازم است راهي بسيار طولاني را بپيماييد و اين سفر بسيار طاقت فرسا خسته كننده خواهد بود .
تمامي اين تكنيكها مي توانند به شما ياري برسانند ولي دقت داشته باشيد كه آنها خود مديتيشن نيستند ، بلكه در واقع تيرهايي هستند كه در تاريكي انداخته مي شوند .
ناگهان روزي هنگامي كه در حال انجام كاري هستيد ، متوجه خواهيد شد كه تنها يك نظاره گر هستيد . هنگام انجام يك مديتيشن ، ناگهان روزي فرا مي رسد كه مديتيشن انجام مي شود ، ولي شخصي كه آن را انجام مي دهد ديگر شما نيستيد . در آن زمان شما ساكت و آرام و تنها يك نظاره گر هستيد ، تنها در آن لحظه است كه مديتيشن حقيقتاً اتفاق افتاده است . در آن لحظه آن تكنيك خاص ديگر نه مانعي براي شما خواهد بود و نه مي تواند به شما كمكي بيش از اين بكند . مي توانيد از اين تكنيك در صورت علاقه باز هم استفاده كنيد . درست مثل يك تمرين ولي ديگر نيازي به آن نداريد – زيرا مديتيشن حقيقي خود اتفاق افتاده است .
مراقبه كردن يعني نظاره گر بودن . خود مديتيشن به هيچ وجه در يك تكنيك خاص نمي گنجد ! ممكن است اين نكته باعث سردرگمي شما شود كه چرا با وجود اينكه مديتيشن در يك تكنيك خاص نمي گنجد ، من از شما مي خواهم كه از اين تكنيكهاي مختلف استفاده كنيد .
در مرحله ي نهايي مديتيشن يك درك و آگاهي است . ولي براي رسيدن به اين مرحله كه بسيار دور از شما قرار دارد نياز به تكنيكهاي مختلف داريد ؛ اين مرحله به صورت پنهان در همه ي شما وجود دارد ولي در عين حال بسيار دور از شماست . با اين وجود حتي دقيقاً در همين لحظه نيز مي توانيد به آن دست يابيد . ولي به علت عملكرد ذهنتان دسترسي به اين آگاهي ناب ممكن . در عين حال غير ممكن است . تكنيكهاي مختلف باعث ايجاد پلي بر روي اين شكاف خواهند شد .
بنابراين در ابتدا اين تكنيكها مديتيشن هستند ، ولي در پايان مسخره به نظر مي رسند زيرا ديگر اين تكنيكها مديتيشن نيستند .
مديتيشن كيفيتي كاملاً متفاوت از « بودن » است . مديتيشن با هيچ چيز هيچ كاري ندارد .
با تلاش كردن شروع كنيد
تكنيكهاي مديتيشن به نوعي انجام دادن كاري است زيرا در اين تكنيكها به شما توصيه مي شود اعمال خاصي را انجام دهيد – حتي انجام دادن مديتيشن نيز انجام دادن نوعي كار است ، حتي در سكوت نشستن نيز به نوعي انجام دادن كاري است و حتي انجام ندادن هيچ كار نيز خود نوعي فعاليت است . بنابراين به طريقي مصنوعي تمامي تكنيكهاي مديتيشن نوعي فعاليت است ولي در عين حال اگر عميق تر بنگريم و در اين تكنيكها موفق شويم خواهيم توانست به « بي عملي » برسيم .
فقط در ابتداي كار است كه انجام اين تكنيكها نوعي تلاش كردن به نظر مي رسد ولي اگر در آنها موفق شويد اين سعي و تلاش ناپدي خواهد شد و گونه اي « بي تلاشي » و « خود به خودي » پديد مي آيد . در صورتي كه در اين تكنيكها موفق شويد ديگر هيچ نيازي به هيچ تلاشي از طرف شما نخواهد بود ؛ درست مانند نفس كشيدن كه نياز به تلاش كردن ندارد . ولي در ابتدا لازم است كوشش كنيد زيرا ذهن قادر نيست كاري انجام دهد كه همراه با تلاش كردن نباشد .
در آيين « ذن » كه توصيه ي فراواني بر « بي تلاشي » شده است ، استادان به سالكان سفارش مي كنند : « فقط بنشينيد بدون اينكه كاري انجام دهيد » و سالكان براي انجام آن تلاش مي كنند . البته غير از تلاش كردن چه كار ديگري مي توان كرد ؟!
در ابتدا بايد سعي كرد ، ولي فقط ابتداي راه است كه چنين است ، بايد دائماً اين نكته را در خاطر داشته باشيد كه لازم است از مرحله ي كوشش كردن فراتر برويد . بايد لحظه اي فرا برسد كه ديگر شما هيچ كاري درباره ي مديتيشن انجام نمي دهيد ؛ و ناگهان چنين لحظه اي رخ مي دهد . در چنين لحظه اي شما هيچ كاري انجام نمي دهيد و تنها كاملاً هوشيار و آگاه هستيد .
تمامي تكنيكها به شما كمك مي كنند تا به اين لحظه ي « بي عملي » برسيد . تغيير ، تحول و درك دروني هرگز از طريق تلاش كردن به دست نمي آيد زيرا تلاش كردن نوعي تنش است . با كوشش كردن انسان نمي تواند به طور كامل در آرامش و راحتي قرار بگيرد ؛ زيرا تلاش به نوعي مانع آرامش است . با داشتن چنين پيش زمينه اي در ذهن خود خواهيد توانست به تدريج تلاش كردن را رها كنيد
اين تكنيكها ساده هستند
چيزهاي ساده خيلي براي ذهن ما جذابيت ندارند . اگر تكنيكهاي مديتيشن خيلي ساده باشند ممكن است به نظر مسخره بيايند . ممكن است ذهنتان به شما بگويد : « اين شيوه هاي ساده نمي توانند به شما كمكي بكنند . اين شيوه ها بسيار ساده هستند و براي رسيدن به مقامات معنوي چگونه چنين تكنيكهاي ساده اي مي توانند به شما ياري برسانند ؟ »
يك نكته را هميشه در نظر داشته باشيد – نفس هميشه علاقمند به موارد سخت و پيچيده است زيرا تنها در اين موارد است كه درگيري و چالش وجود دارد و نفس اجازه ي عرض اندام پيدا مي كند و در صورتي كه بتوانيد بر اين پيچيدگي چيره شويد ، احساس غرور و رضايت مي كند . نفس هرگز علاقه اي به موارد ساده و معمولي ندارد . اگر دوست داريد براي نفس خود چالش به وجود آوريد ، آن را مشغول چيزي پيچيده كنيد . هر چه كاري كه مي كنيد مشكلتر و پيچيده تر باشد ، نفس شما احساس آسايش بيشتري خواهد كرد .
به دليل سادگي ، اين تكنيكها هيچ گونه جذابيتي براي ذهنتان ندارند . اين نكته را به خاطر داشته باشيد كه هر آنچه براي نفس شما خوشايند باشد كمكي به پيشرفت معنوي تان نخواهد كرد .
ابتدا تكنيك را خوب درك كنيد
يك بار من داستاني را درباره ي يك پزشك پير و با تجربه شنيدم . روزي يكي از همكاران اين پزشك به او تلفن كرد و از او پرسيد :
- يكي از بيماران من در وضعيت بسيار خطرناكي است و من واقعاً نمي دانم چه بكنم ؛ او يك توپ بيليارد را بلعيده و تقريباً در حال خفه شدن است . من واقعاً نمي دانم چه كاري از دستم ساخته است .
پزشك پير با خونسردي جواب داد :
- خيلي ساده است ، بيمار را با يك پر قلقلك بده .
پس از چند دقيقه پزشك دوم در حالي كه بسيار خوشحال بود دوباره به پزشك پير تلفن زد و گفت :
- راه حل پيشنهادي شما واقعاً عالي و كارساز بود ! بيمار به محض قلقلك دادن شروع به خنديدن كرد و توپ بيليارد از دهان او بيرون پريد – ولي براي من خيلي جالب است كه بدانم شما اين تكنيك را از كجا ياد گرفته ايد ؟
پزشك پير در جواب گفت :
- از هيچ جا ، خودم آن را درست كردم . شعار من هميشه اين بوده است كه : « وقتي واقعاً نمي دانيد چكار بكنيد ، هر كاري از دستتان بر مي آيد انجام دهيد . »
ولي اين شعار اصلاً درباره ي مديتيشن صدق نمي كند . در اين مورد اگر نمي دانيد چه كاري بكنيد ، هيچ كاري نكنيد . ذهن خيلي حساس ، ظريف و در عين حال پيچيده است و اگر نمي دانيد چه بكنيد ، بهتر است هيچ كاري نكنيد زيرا ممكن است با انجام كاري اشتباه مشكلات و پيچيدگيهاي ذهني را بيشتر كنيد .
اكثر افراد اصلاً چيزي درباره ي ذهن نمي دانند . براي آنها ذهن تنها يك كلمه است . ذهن پيچيده ترين و در عين حال ظريف ترين پديده اي است كه در جهان هستي وجود دارد و ممكن است با هر عمل اشتباهي به آن آسيب برسانيد و آن را كلاً ضايع كنيد . ممكن است به ذهن آسيبي برسانيد كه به هيچ وجه قابل جبران و اصلاح نباشد .
تكنيكهاي مديتيشن بر دانشي عميق استوارند و در لايه هاي ژرف با ذهن شما برخورد مي كنند . بنابراين هميشه به ياد داشته باشيد : هرگز از تكنيكهاي « من در آوردي » استفاده نكنيد و به هيچ وجه دو تكنيك مختلف را با هم مخلوط نكنيد زيرا هر يك از اين تكنيكها در جهتي خاص عمل مي كند و اساس آنها با هم متفاوت است . درست است كه هدف و مقصود همه ي اين تكنيكها يكي است ولي به عنوان ابزارهاي مختلف كاملاً با هم فرق دارند . گاهي اوقات ممكن است تكنيكهاي مختلف دقيقاً در جهت عكس يكديگر عمل كنند . بنابراين هرگز دو تكنيك را با هم مخلوط نكنيد و دقيقاً بر اساس آنچه در تكنيك توصيه شده است ، عمل كنيد .
هرگز اين تكنيكها را تغيير ندهيد و هرگز سعي در بهبود آنها نكنيد – زيرا شما قادر به اين كار نخواهيد بود و هر تغييري باعث شكست شما خواهد شد .
قبل از شروع هر تكنيك كاملاً آگاه باشيد و آن را خوب درك كنيد . اگر احساس سردرگمي مي كنيد و كاملاً تكنيك را متوجه نشده ايد ، بهتر است آن را انجام ندهيد زيرا هدف هر شيوه اي ايجاد تحول در درون شماست .
قبل از هر چيز سعي كنيد خوب تكنيك را متوجه شويد و آن را درك كنيد . بعد از اينكه آن را خوب درك كرديد مطابق آن عمل كنيد و شعار آن پزشك پير را فراموش كنيد كه « وقتي نمي دانيد چه بكنيد ، هر كاري از دستتان بر مي آيد انجام دهيد . » وقتي نمي دانيد چه بكنيد ، انجام ندادن كاري سود و صرفه ي بيشتري دارد  .
شيوه ي مناسب مؤثر خواهد بود
هنگامي كه از تكنيك مناسبي استفاده مي كنيد به سرعت تأثير آن را متوجه خواهيد شد . بنابراين شيوه هاي مختلف را آزمايش كنيد تا شيوه ي متناسب خودتان را بيابيد .
هنگام برخورد با شيوه ي مناسب چيزي در درون شما منفجر مي شود و درك مي كنيد كه « اين شيوه مناسب من است . » ولي به هر صورت در اين راه بايد سعي و تلاش كرد .
من متوجه شده ام كه انسان هنگامي كه جدي نيست و در حال بازي كردن است داراي ذهني بازتر است ، در حالي كه در اوقات جدي ذهن او از گشودگي كمتري برخوردار است . در واقع در اين زمانها ذهن او كور و بسته است . بنابراين خيلي جدي با تكنيكها برخورد نكنيد و خيلي ساده با آنها « بازي كنيد » .
يكي از شيوه ها را در نظر بگيريد و حداقل براي مدت سه روز با آن « بازي كنيد » . در صورتي كه پس از اين مدت احساس آسايش و آرامش داشتيد و متوجه شديد كه اين تكنيك براي شما متناسب است درباره ي آن جدي تر باشيد و شيوه هاي ديگر را فراموش كنيد و حداقل براي مدت سه ماه انجام آن را با جديت تكرار كنيد .
معجزه هميشه امكان پذير است . تنها نكته ي لازم اين است كه تكنيك مورد استفاده بايد متناسب شما باشد . در صورتي كه تكنيك مناسبي را دنبال نكنيد هيچ اتفاق خاصي روي نخواهد داد . حتي اگر تا ابد نيز آن را ادامه دهيد اتفاقي نمي افتد ، ولي اگر تكنيك مناسب شما باشد حتي مدت سه دقيقه نيز براي رسيدن به نتيجه ي مورد نظر كافي است .
چه زماني مي توان تكنيك را رها كرد
تمامي استادان در اين نكته با هم توافق دارند كه بالاخره روزي بايد تكنيك مديتيشن مورد استفاده ي خود را رها كنيد و هرچه زودتر اين مسأله اتفاق بيفتد بهتر خواهد بود .
بودا اين داستان را بارها و بارها براي مريدان خود تعريف كرده بود كه : روزي پنج احمق از روستايي گذر مي كردند ؛ با ديدن آنها اهالي روستا تعجب كردند زيرا آنها قايقي را بر دوش خود حمل مي كردند . اين قايق بسيار بزرگ بود و آنها زير بار آن كاملاً خسته و كوفته شده بودند . اهالي روستا از اين پنج احمق سؤال كردند :
- اين چه كاري است كه شما مي كنيد . اين قايق ديگر براي چيست ؟
پنج احمق در جواب گفتند :
- ما نمي توانيم اين قايق را ترك كنيم زيرا به ما كمك كرده است از يك طرف رودخانه به طرف ديگر بياييم . چگونه مي توانيم آن را ترك كنيم ؟ اگر اين قايق وجود نداشت ما به هيج وجه نمي توانستيم از رودخانه گذر كنيم و براي هميشه در طرف ديگر رودخانه باقي مي مانديم . ما همگي به اين قايق مديونيم و به عنوان قدرداني آن را همه جا همراه خود مي بريم .
تكنيكهاي مديتيشن تنها هنگامي كه شما ناآگاه هستيد خطرناكند ، در غير اين صورت مي توان خيلي خوب از آنها بهره برد . آيا شما فكر مي كنيد يك قايق خطرناك است ؟ البته اگر بخواهيد به عنوان قدرداني يك قايق را براي تمام مدت عمر روي دوشتان به اين طرف و آن طرف حمل كنيد بسيار خطرناك خواهد بود . در غير اين صورت تنها مي توان به عنوان ابزاري از آن بهره جست و سپس آن  را ترك كرد ؛ در واقع پس از استفاده ، ديگر به آن نيازي نيست . هنگامي كه شما يك تكنيك را رها مي كنيد ، به طور خود به خود شروع مي كنيد به محكم شدن و جا افتادن در وجود خويش .
ماهيت و طبيعت ذهن چسبناك است . ذهن هميشه شما را علاقمند به چيزي نگاه مي دارد . هنگامي كه شما به چيزي وابسته نيستيد ديگر لزومي ندارد به جايي برويد ؛ هنگامي كه تمامي راهها و روشها را رها كرده ايد و هنگامي كه تمامي آرزوها و اميال ناپديد شده اند ، ديگر جايي براي رفتن وجود ندارد . در اين زمان آرامش حقيقي خود به خود روي خواهد داد .
گاهي اتفاق مي افتد كه در مديتيشن براي يك لحظه همه چيز عالي است و شما در آرامش و سرور كامل هستيد ولي براي لحظه ي بعد شما دوباره به دنبال آرامش هستيد و نمي دانيد كجا آن را پيدا كنيد .
در ابتدا فقط براي لحظاتي بسيار كوتاه اين آرامش و سرور را تجربه خواهيد كرد ولي به تدريج اين زمان طولاني و طولاني تر خواهد شد و سپس آرام آرام براي هميشه در سرور و آرامش جايگزين مي شويد . قبل از رسيدن به چنين حالتي اجازه نداريد تكنيكها را ترك كنيد زيرا چنين كاري اشتباه است .
هنگامي كه عميقاً در مديتيشن قرار داريد ، تكنيك را رها كنيد . با خالص و خالص تر شدن آگاهي ، تكنيك را ترك كنيد و همه چيز را درباره ي آن فراموش كنيد . در اين زمان فقط « باشيد » .
ولي چنين حالتي در ابتدا فقط براي لحظاتي اتفاق مي افتد . گاهي اوقات هنگامي كه شما در حال گوش دادن به سخنان من هستيد نيز ممكن است چنين حالتي روي دهد . تنها براي لحظاتي كوتاه همانند يك نسيم ، شما به دنياي ديگري سفر مي كنيد ؛ دنياي « بي ذهني » . سپس دوباره تاريكي فرا مي رسد و ذهن با تمام روياها و آرزوها و حماقتهايش باز مي گردد . براي يك لحظه ابرها به كناري مي روند و شما موفق مي شويد خورشيد را ببينيد . ولي دوباره ابرها باز مي گردند ؛ همه چيز تاريك مي شود و خورشيد ناپديد مي گردد . حالا حتي باور كردن اينكه خورشيدي وجود دارد هم مشكل است . باور كردن آنچه شما چند لحظه قبل چشيديد مشكل است . ذهن حتي ممكن است بگويد آن تجسم شما ، يا فقط يك رويا بوده است .
با تمام حماقت ذهن و با وجود ابرها و تاريكي چنين حالتي براي شما اتفاق افتاد ، شما خورشيد را براي يك لحظه ديديد . غير ممكن به نظر مي رسد . فقط در خيال و رويا ممكن است چنين حالتي رخ داده باشد
تجسم مي تواند به شما كمك كند
ابتدا بايد بدانيد اصلاً تجسم چيست . اين روزها تجسم را پديده اي خوب نمي دانند . درست در لحظه اي كه عبارت « تجسم كنيد » را مي شنويد ؛ پيش خود فكر مي كنيد كه اين كار اصلاً فايده اي ندارد ؛ من به دنبال چيزي واقعي هستم نه تخيلي . ولي تجسم خود نوعي واقعيت است ، تجسم يك ظرفيت و توان است كه در شما وجود دارد ، شما مي توانيد تجسم كنيد و اين نكته نشان دهنده ي آن است كه شما قابليت اين كار را داريد . اين قابليت واقعي است . با همين تجسم مي توانيد در زندگي خود چيزهايي را خراب كنيد يا چيزهاي جديدي بيافرينيد و اين كاملاً به خودتان بستگي دارد . تجسم بسيار قدرتمند است . در واقع تجسم قدرتي است كه به صورت بالقوه در شما وجود دارد .
تجسم عبارت است از وارد شدن عميق به موضوعي ، به شكلي كه آن موضوع به واقعيت تبديل شود .
ممكن است شما درباره ي تكنيكي كه در تبت مورد استفاده قرار مي گيرد چيزهايي شنيده باشيد . اين تكنيك « يوگاي گرما » ناميده مي شود . هنگام شب كه هوا بسيار سرد است ، همه جا يخ بسته است و برف در حال باريدن است ، لاماي تبتي كاملاً عريان در هواي باز ايستاده است . دما زير صفر درجه است به طوري كه انسان در يان سرما منجمد مي شود ولي لاما در حال تمرين يك تكنيك خاص است – او تجسم مي كند كه بدن وي يك هيمه هيزم آتش گرفته و در حال سوختن است – به اين ترتيب دماي بدنش تا اندازه اي بالا مي رود كه در هواي سرد زير صفر درجه شروع به عرق كردن مي كند . او در عالم واقعيت شروع به عرق كردن مي كند در حالي كه در چنين وضعيتي بايد جريان خون او به خاطر دماي زير صفر درجه متوقف شود و منجمد گردد . چه اتفاقي مي افتد ؟ اين عرق كردن ، واقعي است ، بدن او واقعاً گرم شده است – ولي اين واقعيتي است كه از طريق تجسم و خيال خلق شده است .
هنگامي كه انسان راه و روش هماهنگ شدن با قوه ي تجسم و تخيل خويش را فرا بگيرد ، بدن او شروع به تبعيت خواهد كرد . حتي همين حالا نيز شما اعمال بسياري را از طريق قواي تجسم خود انجام مي دهيد ولي از آن آگاهي نداريد . بسياري اوقات شما بيماري هايي را فقط از طريق قواي تجسم خود مي آفرينيد . شما تصور مي كنيد كه به فلان بيماري مبتلا شده ايد و دائماً به اين تصور ادامه مي دهيد . در اين زمان قابليت ابتلا به بيماري را در وجود خود افزايش مي دهيد و احتمال اينكه واقعاً به اين بيماري مبتلا شويد هر لحظه افزايش مي بايد و پس از ابتلا به بيماري متوجه خواهيد شد كه اين بيماري كاملاً واقعي است ولي از طريق تخيل و تجسم به وجود آمده است . تجسم يك قدرت ، توان يا انرژي است كه ذهن از طريق آن حركت مي كند . و هنگامي كه ذهن از طريق آن حركت مي كند ، بدن نيز از آن تبعيت مي نمايد .
تفاوتي كه ميان « تانترا » و « هيپنوز غربي » وجود دارد در اين است كه در هيپنوز عقيده بر اين است كه از طريق تجسم و تخيل مي توان موارد جديدي را خلق كرد در حالي كه در آيين تانترا اعتقاد بر اين است كه شما چيزي را خلق نمي كنيد – بلكه از طريق تجسم شروع به هماهنگ شدن با پديده اي كه از قبل در شما وجود داشته است مي كنيد .