آگاهی فراتر از زمان

وقتی می گویم آگاهی هست، منظورم چیزی مربوط به گذشته یا آینده نیست. بلکه چیزی لایزال است؛ و نه هميشگی. چراکه واژه هميشگی با خود مفهومی از زمان را به همراه دارد. هنگامی که می گویم آگاهی همواره در زمان حال وجود دارد، یعنی فانی نیست.

 

معنای هستی، یعنی چیزی که  فانی نیست. هستی ورای زمان و مکان است، چراکه هر آنچه در مکان و به طور مشابه در زمان جای گیرد، معدوم می شود. و اینکه زمان و مکان دو مقوله ی جدا از هم نیستند. به همین خاطر آنها را به هم ربط می دهم. آن دو یکی هستند. زمان تنها یک بُعد دیگر مکان است. زمان یعنی حرکت در مکان. ومکان، همان زمان بدون حرکت است. هستی، موقتی و وابسته به مکان نیست.

بنابراین فکر می کنم وقتی می گویم من کسی هستم که به مکان و زمان تعلق ندارم، منظورم را می فهمید. اما "منی" که می گویم شامل همه چیز است، شما را و خودِ پرسشگر را نيز در بر می گیرد. هیچ چیز از آن مستثنی نیست. آنگاه پاسخ دادن به پرسش شما ساده تر خواهد شد. تمام آنچه که تغییر می کند، متضمن هدفی است. چیزی هست که باید انجام پذیرد، بنابراين هدفی وجود دارد. لحظه ای که آن هدف برآورده شود، به نیستی تبدیل می شود.

اما تمام آنچه که واقعاً وجودی است، هدفمند نمی باشد. چراکه هدفی برای به سرانجام رساندن وجود ندارد. اگر هدفی وجود داشته باشد و بتوان آن را به سرانجام رساند، پس هستی بی معنا خواهد شد. بنابراین تنها چیزهای موقتی هدفمند هستند. آنها به منظوری وجود دارند. می توانید این مطلب را به این صورت بیان کنید: آنها وجود دارند تا به فرجامی برسند و این معنای هدفمند بودن است. وجود دارند تا چیزی را به سرانجام برسانند. لحظه ای كه به هدف خود نائل شدند، از بین می روند.

 

مترجم: الهه دولتیاری