شکوفایی مرکز زندگی

انرژی زندگی از تمام جهات جاری است اما کسانی که مرکز نافشان باز نیست از آن جریان محروم خواهند شد . آنها حتی در موردش نخواهند دانست . آنها حتی نخواهند فهمید که این انرژی آنجاست و می تواند بر آنان تأثیر بگذارد ، که چیزی درون آنها پنهان است که می تواند باز شود . آنها حتی این را هم نمی دانند . این شکوفایی ناف که از روزگار باستان به لوتوس معروف است ، به این دلیل لوتوس نامیده می شود که امکان باز شدن را دارد – انرژی زندگی ممکن است آن را باز کند . فرد برای این نیاز به تدارک دارد . به همین خاطر، مرکز ما

، باید در دسترس آسمان باز باشد و ما باید توجه مان را به آن بدهیم . سپس آن انرژی زندگی که در دسترس ماست می تواند به مرکز ناف برسد و زندگی بدهد. من در این مورد ، صبح  چیزهایی را به شما گفتم .

آن چگونه ممکن است ؟ شکوفایی مرکز زندگی مان چگونه ممکن است ؟ پس هر انرژی نامرئی که از تمام جهات جریان دارد می تواند با آن ارتباط برقرار کند ؟ آن چگونه روی می دهد ؟

چیزهایی را به یاد دارم که اینک ، امشب در مورد آنها با شما سخن می گویم ، تا فردا بتوانیم در مورد نکته ی دوم سخن بگوییم .

نکته ی اول : تو تنفس می کنی .... هرچه عمیق تر باشد بیشتر می توانی بر روی ناف و توسعه دادن آن کار کنی . اما هیچ چیزی در موردش نمی دانیم . ما حتی نمی دانیم چقدر تنفس می کنیم یا چقدر کم تنفس می کنیم – یا چقدر نیاز است . هرچه بیشتر نگران شویم ، بیشتر از فکر پر می شویم . شاید از این ناآگاه باشی که هرچه مغز بیشتر پر باشد ، جریان تنفس کمتر می شود . مسدود می شود . 

تا به حال مشاهده کرده ای که وقتی خشمگینی ، تنفس به گونه ای حرکت می کند و وقتی آرامی به گونه ای دیگر ؟  تا به حال مشاهده کرده ای که اگر آرزوی شدید شهوانی در ذهن باشد تنفس به گونه ای حرکت می کند ، اما اگر ذهن با احساسات زیبا پر باشد آنگاه تنفس به گونه ای دیگر حرکت می کند ؟

آیا تا به حال مشاهده کرده ای که یک بیمار به گونه ای خاص تنفس می کند و انسان سالم به گونه ای دیگر ؟ جریان تنفس بر طبق وضعیت ذهن ، لحظه به لحظه تغییر می کند . 

برعکس آن نیز درست است . اگر جریان تنفست کاملاً هماهنگ و هارمونی باشد، آنگاه وضعیت ذهنت را تغییر می دهد . چه ذهنت را تغییر دهی و تنفست تغییر کند ، چه تنفست را تغییر دهی و بر ذهنت اثر کند . 

برای کسی که می خواهد مراکز زندگی اش را توسعه دهد و بر آنها اثر بگذارد ، اولین چیز تنفس ریتمیک است . موقع نشستن ، ایستادن یا حرکت ، تنفس او باید چنان هماهنگ و آرام و عمیق باشد که بتواند موسیقی متفاوتی را تجربه کند ، هارمونی متفاوتی از تنفس در روز و شب . هنگامی که در راه قدم می زنید و کار دیگری نمی کنید ، بسیار سرورانگیز خواهد بود اگر عمیق ، ساکت ، آهسته و هماهنگ تنفس کنید . 

دو فایده خواهد داشت . اگر تنفس هماهنگ بماند ، فکر کردنت کم خواهد شد ، تقریباً فکری نخواهد بود . اگر تنفس کامل باشد ، افکار ذهن کاملاً ناپدید می شوند. تنفس بر افکار ذهن تأثیر عمیق و وسیعی دارد . تنفس درست هزینه ای ندارد و تو برای تنفس درست نیازی به صرف وقت اضافه نیستی . با نشستن در قطار ، با راه رفتن در جاده ، با نشستن در خانه – اگر پروسه ی تنفس عمیق و آرام ادامه یابد ، آنگاه در طی چند روز این پروسه خود به خودی خواهد شد . تو حتی از آن آگاه نخواهی بود . تنفس خودش عمیق و آهسته حرکت خواهد کرد . 

با تنفس عمیق تر و آرام تر ، مرکز نافت بیشتر توسعه خواهد یافت . هرگاه نفس می کشی ، نفس به مرکز ناف برخورد می کند . اگر نفس از بالای مرکز ناف به درون رود و بیرون آید ، آنگاه آهسته آهسته مرکز بلا استفاده می شود ، ضعیف می شود . نفس آن را نمی کوبد . 

در زمانهای قدیم مردم سرنخ هایی ، فرمولی برای تنفس یافته بودند . اما انسان چنان کم هوش است که شروع کرده به تکرار فرمولها ، بدون آن که معنای آن را دریابد ، بدون درک آنها . مانند این : که دانشمندان فرمولی برای آب پیدا کرده اند – H2O . آنها می گویند که با ترکیب اکسیژن و هیدروژن ، آب به وجود می آید. دو اتم از هیدروژن و یک اتم از اکسیژن فرمول H2O را می سازد . حال اگر کسی شروع به تکرار H2O,H2O  کند ، همانگونه که مردم راما راما ، اوم اوم را تکرار می کنند . آنگاه ما می گوییم او دیوانه است – زیرا با تکرار فرمول چه اتفاقی می افتد ؟ فرمول فقط یک نکته را درباره ی چیزی نشان می دهد . اگر بفهمی درباره ی چیست ، آنگاه فرمول با ارزش است . 

اغلب می شنوی کسانی نشسته اند و صدای AUM را تکرار می کنند . آنها نمی دانند که AUM فرمولی شبیه H2O  است . سه حرف در AUM وجود دارد. آنها A,U,M  هستند . شاید توجه نکرده باشی که اگر دهانت را ببندی و با صدای بلند در درون بگویی AA ، احساس خواهی کرد که صدای A در سرت طنین انداخته است . A  بر مرکز سر دلالت دارد . اگر در درون بگویی U آنگاه احساس خواهی کرد که صدای U  در قلبت طنین انداخته . U  بر قلب دلالت دارد . و اگر در درون بگویی M  ، بخش سوم AUM ، آنگاه احساس خواهی کرد نزدیک نافت طنین انداخته . سه صدای A,U,M  بر سر ، قلب و ناف دلالت دارند . اگر بگویی M  ، تمام انرژی آن را در ناف احساس خواهی کرد . اگر بگویی U  ، احساس خواهی کرد که انرژی به سمت قلب می رود . اگر بگویی A ، آنگاه A در سر طنین می اندارد و ناپدید می شود . 

این فرمول است . فرد باید از  A  به U و از U به  M برود . فقط با تکرار AUM اتفاقی رخ نمی دهد . بنابراین آن پروسه ها که ما را در این جهت قرار می دهند – از A   تا U و از U تا   M – را باید فرد بدانها توجه نماید . تنفس عمیق اولین پروسه است . تنفس عمیق تر ، هماهنگی بیشتر ایجاد می کند ، انرژی زندگی بیشتری در تو برمی خیزد ، از نافت شروع به ساطع شدن می کند.

نافت به یک مرکز زنده تبدیل می شود . طی چند روز احساس می کنی که انرژی از نافت جاری است و نیز انرژی را که به درون می رود را حس می کنی . مرکز زنده و پویایی را در نزدیک نافت خواهی یافت که شروع به توسعه کرده است . 

به زودی این را حس می کنی ، تجربه های بسیار بیشتری شروع به رخ دادن در اطراف این مرکز می کنند .

از نظر فیزیولوژیکی ، تنفس اولین کار برای توسعه ی مرکز ناف است 

برگردان: حامد مهری Hamed Mehri

از کتاب: سفر درونی inner journey

OSHODS.com