اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

مطالب

بخشی از کتاب یادداشت های مرد دیوانه

این کتابی برای قلب است نه ذهن . در این کتاب اشو با شما از آن اوجهایی  که می بیند می گوید. یک توصیه برای خواندن این کتاب دارم : این کتاب را آهسته بخوانید و هر جمله را با تأمل و آرامش و آهستگی خاصی بخوانید . شتاب نکنید . سعی نکنید سریع کتاب را تمام کنید . با تمام کردن سریع آن پاداشی در انتظار شما نخواهد بود . سعی کنید از هر جمله اش لذت ببرید!

 

زمان من همیشه اکنون است .
جهان پشت سر مانده است .
من در ابرها هستم .
خطرناک است
اما نترسید ،
من بیدارم .
ترسو نباشید ، این تنها مانع برای شناخت حقیقت است . فرد برای دانستن به شهامت نیاز دارد ؛ فرد لازم است به درون خطر برود . شما می ترسید . شما احساس می کنید که من دارم به ورای محدودیت ها می روم . اما نترسید ، من پیشاپیش ورای محدودیت ها هستم .
خطر زیباست . من به راههای بسیار آن را شناخته ام . در این پنجاه سال به اندازه پانصد سال زیسته ام ، زیرا در جهات بسیاری شهامت نشان داده ام . هر خطر زیبا بود ، یک تجربه بود .
خطر چیست ؟ فکر می کنید می دانید ؟
 منظورم معنی لغوی آن نیست . وقتی شما به مرگ نزدیکید خطر هست ، خیلی نزدیک ، چنان نزدیک که با یک گام دیگر کارتان تمام است ... اما فقط آنگاه است که شما هستید .
وقتی مرگ چنان نزدیک است
وجود به شکوفایی کامل خود می آید .
من می توانم از زندگی و مرگ حرف بزنم زیرا آنها یکی هستند ، و تنها کسی می تواند از زندگی بگوید که مرگ را بشناسد .
یک زن هرگز نمی ترسد . وقتی زن می ترسد ، به بانوی نجیب (lady) تبدیل می شود . من از بانوهای نجیب متنفرم ؛ آنها نفرت انگیزند !
مخصوصاً بانوهای انگلیسی ، آنها بانوترین بانوها هستند . اما چه کسی به لحظات سعادت توجه می کند ... آشو ، هرگز یک بانوی نجیب نباش .
من به مرگ نزدیکم .
این تنها راه برای به خود آمدنم است ، زیرا مرگ در جایی است که زندگی ادامه دارد . خطر زیباست ، بسیار زیباست . این درست در اوجهاست ؛ یک گام اشتباه و شما کارتان تمام است . به همین دلیل است که عاشق این صندلی هستم : گامی وجود ندارد . فرد تنها می تواند آسوده باشد . مرگ چنان نزدیک است که شما   می توانید لمسش کنید ... ملموس است ، لمس شدنی است ... مانند یک زن زیبا ، شما دوست دارید لمس کنید . فقط بعد از آن است که می شناسید این چیست ، بودش چیست . این بودش خدا نامیده شده است. بهتر بود اگر خدا نامیده نمی شد ، زیرا واژه خدا آلوده شده است . بودش بهتر است .
این همان بودش است .
در پرواز یک پرنده
در درخشش یک ستاره
در شعله  یک شمع
در شکوفایی یک گل .
آنگاه این یک چیز نیست – این چندین درخشش و شکوه است ، چندین پدیده است. آنگاه هستی یک هستی نیست . از این رو واژه  چندین هستی را به کار می برم ، گرچه گرامردانان خواهند گفت آن غلط است . بروند به جهنم ! – این چندین بودش از زندگی است که آن را مسرت بخش می سازد .
حتی آشو نیز می خندد . نیازی به پنهان کردن نیست ، حتی خنده نیز ستاره است. این بودش را نمی توان پرستش کرد . راهی برای پرستش آن وجود ندارد . این را تنها می توان زیست ، عاشقش بود ، رقصیدش ، خواندش ، اما نمی توان پرستشش کرد .
همین چند روز پیش نیروپا از من پرسید می تواند برود اسب سواری کند . من گفتم : « نه ، زیرا اسبها بوی بد می دهند و تو با بوی تعفن باز می گردی . » او مانند یک کودک شروع کرد به گریه کردن . چتانا بدو بدو آمد تا به من بگوید نیروپا در حال گریه کردن است و گوله گوله اشک از چشمانش سرازیر است . وقتی چتانا آمد ، گفت : « من حیرانم ، چه باید بکنم ؟ »
به او گفتم که به نیروپا بگوید ، بسیار خوب ، می تواند به اسب سواری برود . بعداً چتانا به من گفت : « شما شگفت انگیزید ! وقتی به او گفتم ، او فوراً شروع به خندیدن کرد . اشکهایش ناپدید شدند . گوله گوله اشکی که می آمد متوقف شد . باور نکردنی است . »
زندگی شامل چنین چیزهای کوچکی است : اشکها ... اسب سواری ...
خدا برای پرستش نیست ، بلکه برای زیستن است .
زیستن در چیزهای کوچک ...
نوشیدن یک فنجان چای ، یا نشستن بدون انجام هیچ کاری .
زندگی به سادگی آوازی بی معنی است .
بگذارید اشک به چشمانم بیاید . هر از گاهی آن زیباست . فرد از طریق اشکها تازه می شود ، سرزنده می شود .
به یاد بسپارید ، هرچقدر هم سخت به نظر برسم ، سخت نیستم . من مرد سختی نیستم ...
من همچون رویش تازه علف نرمم ،
نرم همچون شبنم صبح گاهی ...
اما بگذارید شبنم در چشمانم پدیدار شود .
این بسیار زیباست .
بگذارید بر این زیبایی بگریم .
بله ، این همان اوجهایی است که همه را به آن دعوت کرده ام . این اوجهای وداها، انجیل و قرآن است ؛ در بیانی کوتاه این الله است . این وصف صوفی  است ؛ این به سادگی یعنی به امید خدا .
ما این جهان را نیافریده ایم . ما چگونه می توانیم ستارگان را بیافرینیم ؟ برای ما ممکن نیست ، پس صوفی ها می گویند الله – انشاء الله ... و خدایی وجود ندارد . شخصی به نام خدا وجود ندارد ، فقط یک حضور است . اگر می خواهید حسش کنید ، پس همین حالا حسش کنید .
خدا جاری شدن است ،
سرریز شدن ،
باریدن ،
و چتری وجود ندارد .
این خوب است که زن را در سمت چپ داشته باشی . دست راست به سمت چپ مغز وصل است . این برای ریاضیات و صنعت و فن کاربرد دارد ... دواراج و دواگیت . دست چپ به سمت راست مغز وصل است ... موسیقی دانها ، رقاصان، نقاشان ، مجسمه سازان ، در همه چیزهای زیباست . زن در سمت چپ است . از این رو در شرق زن همیشه در سمت چپ شوهرش بوده است ، او همیشه در سمت چپ می ایستد . این یک یادآوری برای او است ، و همچنین برای شوهرش.
چه کسی می تواند زن را بشنود ؟
فقط مرد مراقبه ، مرد سکوت . با زن دلیل غیرممکن است ، فقط مراقبه ... تا زمانی که مردم مدیتیشن را نیاموزند ، با هم زیستن را یاد نمی گیرند . مردان و زنان فقط دعوا می کنند . حتی اگر تنها لباسهایتان را به طرف هم پرت کنید ، این عشق نیست . و این بیست و چهار ساعت هر روز ادامه می یابد ، ادامه می یابد . کل زندگی فرد جهنم می شود .
اما مدیتیشن جادو است . می تواند معمولی را به فوق العاده تبدیل کند . آدم     نمی تواند برای توصیف آن کلمه ای پیدا کند ... شعر در برابرش رنگ می بازد.
شعر از توصیفش ناتوان است  ...
موسیقی از توصیفش ناتوان است ...
همه چیز از توصیف آن ناتوان است ...
همه چیز ناتوان است ،
تنها سکوت ...
دواگیت ، نترس . می دانم مرا دوست داری . وقتی داری یادداشت می کنی مرا تنها بگذار . آشو و من می توانیم بالاتر اوج بگیریم ...
رفتن به ستارگان ،
رنگین کمان ها ،
به دنیایی که ماورا است ...
که من نمی توانم توصیفش کنم ، هیچکس نمی تواند توصیفش کند . من یک مرد دیوانه ام . به توافق رسیدن با من آسان نیست .
این عالی است .
این تعالی است .
این آفتاب است .
آن ... آن دیگر آنجا نیست .
بگذار ستاره ها برقصند .
اوه ! آن خیلی خوب است .
سرچشمه ی همه چیزهای عالی
جایی که همه چیز عالی است
تولد است ...
میکل آنجلو ، داستایوفسکی ...
بله ! خودش است !

 

ما 39 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

انتخاب تم سایت

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116