اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

لیست مطالب

مفهموم مشاهده گري


" باگوان عزيز: من از نظر عاطفي تماماً خسته و وارفته هستم. چيزي مرا از هم گسسته مي كند، ولي نمي دانم چيست. در اين چند روز اخير شديداً از خودم متنفر بوده ام. همچون يك حمله است و دوست داشتن چنين موجودي به نظر غيرممكن مي آيد.در سطحي ديگر به خودم مي گويم كه مشاهده كن و از اين عواطف هشيار باش و به خودم مي گويم كه اين ها واقعي نيستند. ولي وقتي در اين عواطف گير مي افتم همه چيز تماماً واقعي است، فقط بستگي به اين دارد كه كدام سطح در آن زمان برتري دارد. وقتي از اين اغتشاش دروني پا بيرون مي گذارم، اين شخص ديوانه را مي بينم كه به كارهاي روزانه اش مي پردازد و كاملاً معمولي نقش بازي مي كند.آيا راه رشد چنين است و يا من به سادگي خل شده ام و دچار شكاف شخصيتي شده و در دايره مي چرخم؟"
 


همه در دايره چرخ مي خورند، اين طبيعي است. تو فقط يك خطا مرتكب مي شوي  كه زمان بيشتري برايت طول مي كشد تا از رنج بيرون بيايي  و آن اين است: وقتي اين احساسات منفي را به خودت پيدا مي كني، سعي نكن آن ها را تماشا كني. هنوز زمان پختگي آن فرانرسيده است. فقط آن ها زندگي كن.
اين تماشاكردن است كه به تو فكر شكاف شخصيتي split personality  را داده است. زيرا از يك سو تمام اين احساسات منفي را نسبت به خودت داري و از سوي ديگر، سعي داري به خودت يادآوري كني كه فقط يك مشاهده گر هستي و اين ها فقط تصاويري هستند كه محو خواهند شد. تو خودت را به دو تقسيم مي كني.
نخستين چيزي كه توصيه مي كنم اين است: خودت را به دو چيز قسمت نكن.من به تو توصيه مي كردم كه مشاهده گر باشي، ولي هنوز زمانش نرسيده است، نمي تواني ناظر باشي. پيش از آنكه بتواني تماماً با آن مشاهده گري يگانه شوي، بايد از دوزخ تمام عواطف منفي خودت عبور كني، وگرنه آن عواطف سركوب شده،
در هر لحظه مي توانند بالا بزنند، در هرلحظه از ناتواني.
پس بهتر است كه از آن ها رها شوي. ولي رهاشدن از عواطف منفي به اين معني نيست كه تو بايد مشاهده گر باشي. نخست، مشاهده گري را فراموش كن. هر عاطفه اي كه به تو دست مي دهد، آن را زندگي كن، خودت است: منفور، زشت، بي ارزش هرچه كه باشد، تو واقعاً در همان باش. نخست به آن ها اجازه بده تا كاملاً به سطح آگاهي بيايند. هم اينك، با تلاش براي مشاهده گري، تو آن ها را به ناخودآگاه مي راني و سركوبشان مي كني و سپس به امور روزمره مي پردازي و آن ها را به عقب مي راني، اين راه رهايي از آن ها نيست.
بگذار بيرون بيايند  آن ها را زندگي كن، از آن ها رنج ببر. كاري سخت و طاقت فرسا است، ولي پاداش فراوان دارد. وقتي كه آن ها را زندگي كردي، از آن ها رنج بردي، آن ها را پذيرفتي، كه اين ها تو هستند، كه تو خودت را چنين نساخته اي و نيازي نيست كه خودت را سرزنش كني و تو خودت را اينگونه يافته اي، وقتي كه اين عواطف آگاهانه زندگي شدند، بدون هيچ سركوب، تعجب خواهي كرد كه به خودي خود ازبين خواهند رفت.
فشارشان برتو كاسته خواهد شد، ديگر بافشار گريبانگيرت نخواهند بود و وقتي كه تو را ترك مي كنند، آنوقت ممكن است زماني وجود داشته باشد كه بتواني شروع به مشاهده كردن كني.
در شرق تمثيلي وجود دارد: فيلي از يك در عبور مي كند... فيل رد شده، ولي سايه اش هنوز روي در هست و تقريباً مانند فيل به نظر مي رسد. اين زماني است كه فيل عبور كرده و فقط سايه اش برجاي مانده. اين را مي تواني بگيري  زيرا سايه ها نمي توانند وارد ناخودآگاه شوند، سايه ها هيچ موجوديتي ندارند. اگر مشاهده گر باشي و هشيار، آن سايه ازبين خواهد رفت و ناپديد خواهد شد. ولي اول بگذار كه فيل رد شود.
تو فيل را در داخل نگه داشته اي. مي تواني فيل را در درون پنهان كني، ولي براي چه مدت؟ و تو آن فيل و وزنش را هميشه با خودت حمل مي كني. در هر يك از كردار تو تاثيري خواهد داشت. كارها را انجام مي دهي، ولي با خشم، كارها را انجام مي دهي، ولي با نفرت، كارها را انجام مي دهي، ولي تقريباً همچون يك
 منگ a zombie  زيرا آن فيل بسيار سنگين است.
و تو مسئول آن نيستي. درواقع، هيچكس مسئول آن نيست. قبلاً خدا مسئولش بود، ولي حالا او مرده است، اين تنها عملكرد او بود. مي تواني جامعه را مسئول آن بخواني، مي تواني والدين را مسئول بداني، ولي اين كمكي نخواهد كرد. اين شايد به تو قدري تسلي بدهد، ولي راه حل نيست. به ياد بسپار: هيچكس مسئول نيست: اين طوري است كه خودت را در آن يافته اي و من هيچ چيز غيرمعمولي در آن نمي بينم: همه كمابيش از اين مرحله عبور مي كنند.
چيز را بايد به خاطر سپرد: هرچه در درون فيل سنگين تري حمل كني، رهايي و آزادي به همان نسبت بيشتر خواهد بود. پس همه چيز در تعادل است: شايد رنجت عظيم بوده باشد، ولي سرورت نيز بيشتر خواهد بود. پس نگرانش نباش. چه اشكالي دارد؟ فقط زندگيش كن.
براي تو، درحال حاضر، تنها راه اين است كه تماماً آن را زندگي كني، تا كه آن فيل بتواند بدون ترس بيرون بيايد: "حالا آماده هستم تا زندگي كنم، مشكل پنهان شدن دركار نيست." و هرگاه همه چيز به ذهن خودآگاه آمد، ازبين خواهد رفت و وقتي كه فقط سايه اش وجود داشته باشد، اين زمان هشيار شدن است.
درحال حاضر، اين هشياري توليد شكاف شخصيتي مي كند، در آنوقت، توليد اشراق مي كند و هرگز نگران مشكلات بزرگ نباش. تمام مشكلات ما جزيي هستند. ما كوچك هستيم  مشكلات بزرگ چگونه مي توانند براي ما وجود داشته باشند؟ دوم اينكه، عمق آن مشكل هرمقدار كه باشد، وقتي كه مشكل ازبين برود، عمق آزادي و ژرفاي سعادت تو نيز بيشتر خواهد بود. پس تو كاملاً در تعادل خواهي بود ولي به ياد بسپار كه سركوب نكني.
اين مفهوم مشاهده گري تو اكنون چيزي جز سركوب كردن نيست. روزي به تو خواهم گفت ؛ روزي از من خواهي پرسيد  : " حالا وقت بيدار شدن است." فقط قدري صبر... و همه ما قادر به صبركردن هستيم.

ما 3 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116