اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

لیست مطالب

زوربای بودایی


" اشو،
گاهی اوقات از صحبت هایت اینطور دستگیرم میشود که آدم باید مثل زوربای یونانی زندگی کند بخورد ، بنوشد و خوشگذرانی کند – و راه درست زندگی چنین است.
دیگر اوقات اینطور متوجه می شوم که تو گویی راه صحیح زندگی به مراقبه نشستن ، نظاره گر بودن و عدم حرکت است، مانند یک راهب بودایی.
 حالا ما کدامیک از اینها باید باشیم – زوربا یا راهب ؟ ترکیب این دو چگونه امکان پذیر است ؟من احساس میکنم که تو خودت توانسته ای این دو قطب متضاد را تلفیق کنی. ولی آیا ما می توانیم همانند زوربا شاد باشیم و در عین حال همچون بودا برهوی وهوس خود غلبه کنیم.؟ "
 


ترکیب غایی همین است – هنگامیکه زوربا بودایی می شود من نمی خواهم از شما زوربای یونانی بسازم بلکه می خواهم زوربای بودایی به وجود بیاورم .
زوربا شخصیتی است بسیار جذاب ، ولی یک چیزی کم دارد زمین از آن اوست ، ولی از آسمان محروم است . او زمینی است ، ریشه دار همچون یک سرو ستبر ، ولی فاقد بال است .او نمی تواند به آسمان پر بکشد .او ریشه دارد ولی بال ندارد .
خوردن و نوشیدن و از لذت های دنیوی بهره بردن فی نفسه کاملا خوب است و کار نادرستی به شمار نمی آید ولی کافی نیست.این نوع زندگی به زودی خسته کننده می شود .آدم که نمی تواند برای همیشه بخورد و بنوشد و عیاشی کند ، چیزی نمی گذرد که این خوشگذرانیها جای خود را به "غمگذرانی" می دهد، چونکه تکراری می شود . کسی که از ادامه این نوع زندگی دائما خرسند باشد بسیار سبک مغز است.
اگر آدم حتی اندکی هم هوش و قوه درک داشته باشد ، دیر یا زود به پوچی این نوع زندگی پی می برد آدم تا چه مدت می تواند فقط بخورد و بنوشد و خوشگذرانی کند ؟ بلاخره خواه یا نا خواه بعد از مدتی این سوال مطرح می شود :"چه فایده؟ که چی ؟" این سوال در دراز مدت اجتناب نا پذیر است. بخصوص اگر آدم با هوشی باشد ، این سوال همیشه برایش مطرح است و در جستجوی جواب ، دلش می تپد.
یک نکته را باید به خاطر داشت: آدمهای فقیر و گرسنه نیستند که از زندگی مایوس می شوند – نه ،آنها نمی توانند مایوس باشند.کسی که هنوز طعم زندگی را نچشیده ، چطور می تواند نومید و دلسرد باشد؟ یک مرد فقیر همیشه امیدوار است. یک مرد فقیر همیشه آرزو و امید دارد که اتفاقی بیفتد اگر امروز نشد فردا ،اگر فردا نشد پس فردا.
آدمهای محرومی که طعم زندگی را در این دنیا نچشیده اند ، نمی توانند از زندگی مایوس و بیزار شوند، برای اینکه آدم زمانی از چیزی دلسرد می شود که آن را به صورت کامل تجربه می کند و از آن اشباع می شود، آنگاه است که همه آن چیزها در نظرش پوچ و بی معنا جلوه می کند.آدم تا زوربا نباشد، معنای پوچی زندگی صرفا دنیوی را درک نخواهد کرد.
بودا خودش همچون زوربا بود. شاهزاده ای بود که تمام دخترهای زیبای مملکت در اطرافش بودند- پدرش ترتیب این کار را داده بود.او در زیباترین قصرها زندگی می کرد ، قصرهای مختلف متناسب با فصول مختلف سال .او از حداکثر امکانات رفاهی زمان خویش برخوردار بود.او مانند زوربای یونانی زندگی می کرد. با این وجود زمانی که تنها بیست و نه سال داشت، از این زندگی خسته شد.او مرد بسیار باهوشی بود.اگر آدم متوسط الحالی بود، به همان نوع زندگی ادامه می داد. ولی چیزی نگذشت که متوجه شد زندگی اش تکراری است و تحولی در آن رخ نمی دهد ، هر روز می خورد و می آشامد ، هر روز با زنی جدید مغارله می کند ، ولی آخر تا کی؟ چیزی نگذشت که بودا از این زندگی بیزار شد.
تجربه زندگی بسیار تلخ است ، فقط در خیال و تصور شیرین است . در واقعیت ، بسیار تلخ است.
او از قصرو زنها و ثروت و ناز و نعمت و هر چیز دیگر گریخت.
من با زوربای یونانی صرف مخالفم ، زوربای یونانی همان اصلیت و ریشه زوربای بودایی است ، از تجربه زورباست که بودا سر بر می آورد.
در این دنیا زندگی کن ، برای اینکه به تو پختگی و استحکام شخصیت می بخشد.چالش های این دنیا برای تو تمرکز و آگاهی به ارمغان می آورد .این آگاهی برای تو به نردبانی تبدیل می شود که می توانی به وسیله آن از زوربا به بودا ترقی کنی.
تنها زمانی می توانید به بعد برتر زندگی صعود کنید که بعد پست را پشت سر گذاشته باشید . پاداش رسیدن به مرتبه برتر زمانی حاصل می شود که رنج و عذاب و لذتها و خوشی های مرتبه پست را تجربه کرده و پشت سر گذاشته باشید.نیلوفر آبی قبل از شکوفا شدن ، باید از میان مرداب بگذرد- لجن به مثابه همین دنیاست. راهب چون از لجن گریخته ، هرگز نمی تواند به نیلوفر آبی تبدیل شود ،درست مانند این است که تخم نیلوفر آبی از افتادن در لجن مرداب ، مکانی که باید در آن رشد کند ، بترسد. شاید تخم از روی غرور و تکبر که "من تخم نیلوفر آبی هستم و به هیچ وجه وارد لجن نمی شوم" این کار را نکند. ولی در این صورت همیشه به صورت تخم باقی می ماند و هیچ گاه شکوفا نخواهد شد.اگر بخواهد به شکل نیلوفر آبی شکوفا شود، باید در لجن بیفتد ، باید این دوگانگی و تضاد را تجربه کند. بدون تجربه این دوگانگی و زندگی در لجن ، نیل به فراسو ممکن نیست.
من می خواهم به شما کمک کنم تا هر جا و در هر وضعیتی که هستید ، به صورت تمام و کمال باشید تا بتوانید به درجات بالاتر ترقی کنید.
ابتدا مانند زوربا باش ، گلی متعلق به زمین ، و از این طریق ظرفیت بودا شدن را به دست بیاور ، گلی متعلق به آن دنیا .آن دنیا در این یکی پنهان است.این دنیا تجلی آن دنیاست، و آن دنیا جز نا متجلی این دنیا.

ما 12 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116