اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

لیست مطالب

تناقض نماي وجود اشو

" باگوان عزيز: به نظر من در شما يك تناقض نما وجود دارد: شما هم تجلي عصاره ي جاودانگي هستيد و هم عصاره ي اينك و اينجا. در اطراف شما مي توانم چيزي را احساس كنم كه هميشه بوده است و هميشه خواهد بود. چيزي كه هميشه شناخته ام ، باوجودي كه دقيقاً نمي دانم چيست. در عين حال، هرگاه كه شما را مي بينم، بسيار جديد و تازه است... گويي كه نخستين بار است شما را مي بينم. ولي نخستين بار كه شما را در پونا ديدم احساس كردم كه هميشه شما را مي شناخته ام.
باگوان، آيا من نيز دارم ديوانه مي شوم؟ "

 

تو ديوانه نمي شوي منيژه ، زيرا پيشاپيش ديوانه هستي. ولي ديوانه بودن در اينجا با من، براي نخستين بار طعم عقل سليم را چشيدن است. درست است كه يك تناقض نما وجود دارد. مي تواني در حضور من براي نخستين بار، آن شدت و آن ژرفاي لحظه ي حال را احساس كني و در عين حال، بسيار بدون منطق ، آن جاودانگي و عصاره را كه هميشه بوده و هميشه خواهد بود. ولي اين تناقض فقط در ظاهر است ، تمام تناقض نماها فقط در ظاهر وجود دارند، زيرا بودن در اينك و اينجا دروازه ي جاودانگي است. تجربه كردن اين لحظه، يعني در عين حال تجربه كردن تمام آنچه كه بوده و تمام آنچه كه خواهد بود، زيرا اين لحظه هردو را شامل مي شود. اين لحظه تمامي گذشته را در خود دارد، زيرا گذشته به كجا خواهد رفت؟ ، پيوسته و همواره وارد لحظه ي حال مي شود و همچنين شامل تمام آينده نيز هست، زيرا آينده از كجا مي آيد؟ ، از همين لحظه ي حال رشد مي كند، از لحظه ي بعدي و لحظه ي بعدي و از تمامي جاودانگي. لحظه ي حال آن بذري است كه تمامي درخت گذشته را با خود دارد....  نسل ها و نسل هايي از درختان را.
اين بذر از هيچ كجا نيامده است، از يك درخت آمده است، آن درخت هم از يك بذر ديگر آمده است و آن بذر نيز از درختي ديگر. اگر به عقب بروي، آن بذر تو را به خود آغاز مي برد ،اگر آغازي وجود داشته باشد.هميشه همينجا بوده است و همين بذر زمان حال شامل درخت هاي آينده نيز هست. از همين بذر درختي تازه خواهد روييد و از آن درخت هزاران هزار بذر درخت ديگر برخواهد آمد. فقط يك بذر مي تواند تمام زمين را سبزپوش كند.....يا اينكه مي توان گفت كه مي تواند تمام كائنات را سبزپوش كند. در اين بذر كوچك چنان تواني وجود دارد.اين لحظه ي حال، بذر زمان است. نامريي است. براي همين است كه نمي دانم چه در خود دارد.
لحظه ي حال تمام گذشته را شامل مي شود، تمام آينده را شامل مي شود. براي همين است كه من اصرار دارم : به گذشته فكر نكنيد، به آينده فكر نكنيد. فقط در لحظه ي حال باقي باشيد و تمام گذشته از آن شماست و تمام آينده از آن شماست. به سبب اين تناقض نما، در حضور من احساس مي كني كه گويي براي نخستين بار است كه مرا مي بيني و وقتي سال ها پيش مرا براي نخستين بار ديدي، چنين احساسي داشتي كه گويي هميشه مرا مي شناخته اي. ولي اين شاخه اي از همان تناقض نما است، تفاوتي ندارد. ما هميشه همديگر را براي نخستين بار ملاقات مي كنيم و ما هميشه يكديگر را شناخته ايم ، زيرا تنها واقعيت نامتغيير در جهان هستي، تغيير است... و به ويژه با مردي چون من، كه منطقي زندگي نمي كند، كسي كه براي منطق حرمتي قايل نيست، كسي كه هرگز نگران اين نيست كه جملاتش، برخي جملات ديگر را نقض كند. درواقع، من به ياد نمي آورم كه قبلاً چه گفته ام، بنابراين براي من بسيار آسان است: هر جمله تازه است و من آن را با جملات ديگر خودم مقايسه نمي كنم.
پس تو شايد سال ها به من گوش داده باشي، ولي هنوز هم مرا تازه مي يابي، فقط به اين دليل ساده كه من هيچ خاطره اي از آنچه كه در تمامي ديروزها گفته ام ندارم.
من دقيقاً نمي دانم كه جمله ي بعدي من چه خواهد بود. اين ها سخنان ازپيش آماده شده ي يك استاد دانشگاه نيستند يا موعظه هاي از پيش آماده شده ي يك كشيش در كليسا. من فقط به سكوت شما، به پرسش هاي شما و به جنبه هاي مختلف پرسش هاي شما پاسخ مي دهم. شايد يك پرسش را هزاران بار پرسيده باشي، ولي پاسخ من يكسان نخواهد بود ، زيرا همه چيز به تغييركردن ادامه مي دهد. تو بسيار تغيير كرده اي، من بسيار تغيير كرده ام. آن پرسش به نظر تكراري مي آيد، ولي چنين نيست، زيرا از شخصي متفاوت مي آيد كه تغيير كرده است.
ده سال گذشته است، در اين ده سال فرد نمي تواند يكسان مانده باشد و البته كه پاسخ نمي تواند يكي باشد، زيرا من هرلحظه در زندگي حركت مي كنم، عقب نمي مانم. من در هيچ نظامي سرمايه گذاري نكرده ام، من هيچ علاقه اي ندارم تا به عنوان يك انديشمند با افكار پيوسته و يكسان مورد احترام واقع شوم. من فقط با كلمات بازي مي كنم. ولي كار من در جايي ديگر است، با قلب شما سروكار دارد و اين، هر روز، تازه است. بنابراين هردو ممكن است: از يك زاويه مي تواني مرا تازه ببيني، از زاويه اي ديگر، بسيار قديمي ، هميشه مرا شناخته بودي.
يك دليل ديگر: هرچه كه من مي گويم، بسيار خودانگيخته به كلام درمي آيد، ولي شامل باستاني ترين حقايقي است كه تاكنون توسط انساني در روي زمين ادا شده است. بنابراين آنان كه مي توانند درك كنند، مي توانند ببينند كه آنچه من مي گويم هميشه توسط عرفا بيان شده است و بااين حال، من هر روز چيزها را طوري بيان مي كنم كه گويي تاكنون گفته نشده است. پس يك طراوت و تازگي در آن ها هست و در عين حال يك ژرفا و قدمت باستاني دارد. ولي تناقضي دركار نيست. تمام تناقض ها فقط در سطح وجود دارند. دست كم با من، هيچ تناقض نمايي نمي تواند وجود داشته باشد، زيرا در وجود من هيچ تناقضي نيست. وجود من چنان هماهنگ است كه جملات متناقض نمي توانند از آن برخيزند.
بنابراين من نگران جملات نيستم. من وجود خودم را مي شناسم، هماهنگي آن را مي شناسم و ديوانه بودن در اين مدرسه ي عرفاني يعني سليم بودن در اين دنياي ديوانه. بنابراين روزي كه گواهي ديوانه بودن به تو بدهم، به اين معنا است كه تو در امتحان قبول شده اي!

ما 20 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116