اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

لیست مطالب

پايين آوردن ارزش زن

" اشو عزيز، در آخرين سخنراني تان از يوديشترا ، دارماراج ، نام برديد . يك شخص غير مذهبي فقط به خاطر اين كه همسرش را در قمار از دست داد . اما در مورد يكي از پيروانتان چه مي گوييد كه ديوانه ي زن و شراب است ؟ نه فقط اين بلكه او آزادانه حشيش و ماري جوانا مصرف مي كند . چه عمل او در پيروي كردن از مذهب هم برتر از يوديشترا است ؟ لطفاً توضيح دهيد" .
 
پرسش از سوهان بهارتي است . او يك سانياسين جديد است ؛ همين چند روز پيش سانياس گرفت . او بايد ذهن خيلي خيلي سر سختانه ي هندي داشته باشد

، عميقاً شرطي شده . حالا ، شرط بندي به روي يك زن در قمار .. و او مي گويد : فقط به خاطر اين كه همسرش را در قمار از دست داد ! زن در هند فقط يك شيئ است ، يك مبل ، بنابراين چه اشتباهي در آن وجود دارد ؟ در واقع ، يوديشترا و برادرانش طوري با آن زن برخورد مي كردند كه گويي او يك دارايي است . آنها پنج برادر بودند و آن پنج نفر زن را تقسيم كرده بودند ؛ آن زن پنج شوهر داشت . تو نمي تواني يك نفر را همچون دارايي تقسيم كني . اين بسيار وحشتناك است . فكر كن : يك زن توسط پنج مرد تقسيم شود .. گويي كه او تكه اي از يك سرزمين است !
و سپس ، در نهايت ، او را در قمار گرو گذاشت و از دستش داد . مي تواني فكر كني كه يك زن شوهرش را در قمار گرو بگذارد ؟ اما چنين داستاني در هند وجود ندارد . هرگز نمي تواني آن را درك كني .
شوهر در هند سوامي ناميده مي شود .. استاد . و همسر داسي ناميده مي شود .. خدمتكار ، يك برده . اين زشت است . اما ذهن هندي سوهان بهارتي بايد آسيب ديده باشد وقتي كه من آن را گفتم ، زيرا اين مرد ، يوديشترا ، تصور مي شود يك مرد بزرگ مذهبي است ، يكي از رهبران بزرگ مذهبي هندو . در نظر من او حتي يك انسان نيز نيست ! در مورد چه وجود مذهبي سخن مي گوييد ؟ او حتي يك انسان نيست .. او غير انساني است .
و او مي پرسد : اما در مورد يكي از پيروانتان كه ديوانه ي زن و شراب است ؟
پس او كاملاً يك انسان است ! هيچ نا انساني نمي تواند چنين كند ! چه اشتباهي در ديوانه ي زن بودن هست ؟ آن طبيعي است .
بله ، فرد مي تواند به وراي آن برود ، اما فقط از طريق آن مي تواند به وراي آن برود .
و همه به دنبال نوعي شراب اند ، نوعي مستي آور  ، براي به فراموشي سپردن ناراحتي ها و نا اميدي ها .
مورارجي دساي سعي مي كند در هندوستان ممنوعيت ايجاد كند . حال ، او خودش مست قدرت است . آن مستي بسيار خطرناك تر از مستي توسط شراب است .. زيرا وقتي الكل مي نوشيد فقط به خودتان آسيب مي زنيد ، نه هيچ كس ديگري ؛ اما زماني كه الكل قدرت را سر مي كشيد به ميليونها نفر آسيب مي زنيد . اگر شخصي آزادانه حشيش و ماري جوانا مصرف كند ، او فقط به خودش آسيب مي زند . بله ، او آسيب مي زند ، اما او فقط به خودش آسيب مي زند . آسيب زدن به خودش از حقوق اوليه ي او است . او به تدريج خودش را مي كشد ، اما آن حقوق اوليه ي او است . او به كسي آسيب نمي رساند . او سعي نمي كند به زور به تو حشيش يا ماري جوانا بدهد .
حال ، مورارجي دساي سعي مي كند عقيده اش را بر كل كشور تحميل كند ! آن ارباب منشي است ، آن غير مذهبي است . . تو كه هستي كه در زندگي ديگران دخالت كني ؟ هيچ كس نبايد اين قدر متكبر باشد . تو مي تواني احساست را بيان كني ، اما آن نبايد همچون يك قانون تحميل شود . من هم مي دانم كه الكل خوب نيست ، اما تو مي تواني بروي و به مردم آموزش بدهي ، به مردم بگويي كه الكل خوب نيست . هيچ كس نبايد آن را به زور تحميل كند . قانون درست كردن خشونت است : آن به معناي اين است كه حالا پليس پشت آن است ، گلوله ها پشت آن خواهند بود .
قانون درست كردن تو چه معنايي دارد ؟ يعني اين كه تو قادر به ترغيب و تحول مردم نيستي ؛ حال سعي مي كني كار ها را با زور به انجام برساني ، با قدرت و خشونت .
اين غير دموكراتيك است ، اين كاملاً غير دموكراتيك است .
هر زمان هر كسي كه به سمت قدرت برود ، يك مست است !
من نمي گويم مردم بايد الكل و حشيش مصرف كنند ، بلكه مي گويم كه آن از حقوق اوليه ي هر كسي است . فرد حداقل اجازه ي يك كار را دارد : آسيب رساندن به خود .. اگر خودش بخواهد . اگر تصميم بگيرد كه اين راه را برود . به هيچ كس ديگري مربوط نيست .
بنابراين اگر بپرسي كه : اين چه مذهب متعالي است كه پيرو تو دنبال مي كند ؟ من خواهم گفت كه او بهتر از يوديشترا است .. حداقل او زنش را در قمار گرو نگذاشته است . او شايد خودش را گرو بگذارد ، او شايد احمق باشد ، اما نمي توانم بگويم كه كس ديگري را آزرده است . يوديشترا هيچ احترامي براي زن قائل نيست . و اگر تو هيچ احترامي قائل نيستي ، چگونه عشق خواهي ورزيد ؟ عشق و احترام با هم اند .
وانمود نكن كه احترامي براي زن ات قائل نيستي اما دوستش داري . اگر احترام قائل هستي ، تنها آنگاه عاشقي . اگر احترامي قائل نيستي ، فقط از او بهره برداري مي كني ؛ رابطه ي تو از روي شهوت است نه از روي عشق . يوديشترا از آن زن فقط بهره برداري كرده است . فقط به كار او فكر كن ، عقيده اي وحشتناك .. مثل يك شئ . او همچون يك شئ بهره كشي مي شد . و او زنش را همچون يك شئ گرو گذاشت و آن چه كه اتفاق افتاد اين بود كه زنش را از دست داد .
ديگراني كه بازي را بردند بلافاصله سعي كردند لباسهاي آن زن را درآورند . و يوديشترا و برادرانش آنجا در سكوت نشسته بودند و نگاه مي كردند : حالا تو نمي تواني كاري بكني .. حال آن زن دارايي شخص ديگري است . هر كاري كه بخواهند مي توانند بكنند .
چه نوع احترامي ؟ چه نوع عشقي ؟ آن زشت است . غير مذهبي است . غير انساني است .
و به باد بسپار ، و من نمي گويم كه پيرو من ... و من نمي دانم كه اين پيرو كيست . شايد آن ساخته پرداخته ي ذهن تو باشد . اگر او اين كار ها را مي كند ، كار خيلي خوبي نمي كند ، اما اگر تو هنوز او را با يوديشترا مقايسه مي كني ، او بسيار بهتر است .. فقط به خودش آسيب مي زند .
زن هم پايه ي مرد است . اما براي ذهن هندي بسيار سخت است كه اين هم پايه بودن با زن را بپذيرد . بسياري از اين به اصطلاح قديسان هندي در طول هزاران سال زن را محكوم كرده اند ، با واژگاني غير قابل باور ، به طوري كه به نظر نمي رسد هيچ فهم و شعوري و هيچ عشق و دلسوزي اي در اين افراد وجود داشته باشد .
قديسان هندي گفته اند كه زن دروازه ي جهنم است . زن دروازه ي جهنم نيست ؛ آن به تو مربوط است . او مي تواند دروازه اي به جهنم باشد اگر كه تو تصميم بگيري كه به جهنم بروي ، و او مي تواند دروازه اي به بهشت باشد اگر كه تو بخواهي به بهشت بروي .
و فراموش نكن كه همان براي تو نيز صادق است . فقط مردان نيستند كه به جهنم مي روند .. پس زنان به كجا خواهند رفت ؟ و چگونه خواهند رفت ، زيرا آنها دروازه اي نخواهند يافت ؟ مردان بايد وظيفه ي دروازه بودن را براي آنان نيز ايفا كنند .
هيچ كس دروازه ي جهنم و بهشت نيست . تو بهشت و جهنم خود را خلق مي كني . اما اين به اصطلاح قديسان بسيار از زن مي ترسند .. ترس آنها در محكوميت شان نمايان است .
من داستاني در مورد ربيع شنيده ام ، در شهر مشهور و محكوم سودوم ، او از هر گوشه و خيابان شهر هر روز فرياد مي زد كه : از گناهانتان دست بكشيد ! اين كار را نكنيد ! آن كار را نكنيد ! از سكس اجتناب كنيد ، از اين اجتناب كنبد ، از آن اجتناب كنبد ... براي سالها .
يك روز يكي از مريدان ربيع پرسيد : تو هرگز خسته نشده اي ؟ هيچ كس به تو گوش نمي دهد ، هيچ كس هرگز توجهي به تو نكرده است ، اما تو همچنان مدام در گوشه كنار شهر فرياد مي زني . مردم از دست تو خسته شده اند اما تو خسته نشده اي ؟ اين انرژي را از كجا مي آوري ؟ هنوز فكر مي كني ، هنوز اميدواري كه اين گناهكاران را متحول كني ؟
او گفت : از چه حرف مي زني ؟ من نگران آنها نيستم . با فرياد سر دادن در مقابل آنها ، حداقل مي توانم خودم را حفظ كنم . اگر فرياد نزنم ، اين امكان وجود دارد كه مثل آنها شوم . من شروع خواهم كرد به انجام دادن كارهايي كه آنها مي كنند .. آن ترس وجود دارد . بنابراين فرياد مي زنم ! هر چه بيشتر فرياد بزنم ، بيشتر متقاعد مي شوم . من نگران اين نيستم كه آنها متقاعد مي شوند يا نه . بيشتر فرياد بزنم ، بيشتر متقاعد مي شوم كه بر راه درست قرار گرفته ام . و مي توانم به آساني سركوب كنم .. آن آرزوها در من نيز هستند . و اگر چيزي در برابر آنها نگويم ، هر امكاني وجود دارد كه من نيز همچون آنان شوم .
آن به اصطلاح قديسان شما كه عليه زن حرف زده اند ترسو هستند . مي دانند كه اگر حرف نزنند ، اگر محكوم نكنند ، آنها نيز به درون همان نوع رابطه با زنان فرو خواهند غلتيد . آنها از اميالشان مي ترسند ، آنها از نيروي جنسي شان مي ترسند . با محكوم كردن زنان به سادگي اتمسفري به دور خود ايجاد مي كنند ، آنها فقط تلاش مي كنند تا نيروي جنسي شان را سركوب كنند و نه هيچ چيز ديگر .
اما ذهن هندي بسيار معتاد اين مساله شده است .. به همين دليل است كه چنين پرسشي مي كني :
در آخرين سخنراني تان از يوديشترا ، دارماراج ، نام برديد . يك شخص غير مذهبي فقط به خاطر اين كه همسرش را در قمار از دست داد .
حال ، سوهان بهاراتي نبايد با همسرش رفتار انساني داشته باشد . چگونه مي تواند با همسرش رفتار محترمانه داشته باشد در حالي كه اين عقيده را دارد ؟ عميقاً به پرسش ات نگاه كن . اگر نتواني به زن احترام بگذاري ، نمي تواني به كس ديگري احترام بگذار ي .. زيرا شما از طريق زنان آمده ايد . زني كه براي 9 ماه مادر تو بوده است ، سپس مراقب تو بوده است ، سالها عاشق تو بوده است . و باز دوباره .. تو نمي تواني بدون يك زن زندگي كني . او مايه ي تسلي تو است ، گرماي تو است . زندگي خيلي سرد است ؛ زن گرماي تو مي شود . زندگي بسيار بسيار رياضي وار است ؛ زن شعر تو مي شود . او به زندگي ات بركت مي دهد . او از تو مراقبت مي كند . به تو عشق مي ورزد .
و تو مي گويي : .. فقط به خاطر اين كه همسرش را در قمار از دست داد ؟
او بايد مردي بدون قلب بوده باشد . به جاي قلب ، بايد يك سنگ سخت آنجا بوده باشد

ما 47 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116