اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

مدیتیشن

در دوم: خود همانی

دومین در را « خود همانی » (Self – identity) نام می گذارم.

کودک به رشد تصویر ذهنی از کیستی خویش می آغازد با نگریستن در آیینه سیمایی یکسان را می یابد هر روز صبح از بستر برمی خیزد به دستشویی می شتابد در آیینه می نگرد و می گوید: « آری این منم خواب هیچ چیزی را مختل نکرده است » او شروع می کند به داشتن تصویری ذهنی از یک نفس مستمر.

 

آن کسانی که خیلی گرفتار این در می شوند به چنگ آن می افتد به اصطلاح روح گرایانی هستند که فکر می کنند جز آنکه در آنجا خواهند بود وارد بهشت فردوس موکشا (Moksha) هم خواهند شد وقتی به فردوس می اندیشی به طور قطع چنان به خودت فکر می کنی که همان گونه که اینجایی در آنجا نیز خواهی بود ممکن است بدن آنجا نباشد اما استمرار درونی ات باقی خواهد ماند این بی معنی است! آن آزادی آن رهایی غایی فقط هنگامی روی می دهد که نفس ناپدید گشته و کل هویت تو مستحیل شده باشد تو یک تهیت (emptiness) می شوی...

بنابراین در نیستی (nothingness) هیچ شکلی وجود ندارد یا: شکل تهیت است و تهیت شکل.

هیچ دانشی وجود ندارد چون هیچ داننده ای نیست حتی « ویگیان » (vigyan) ناآگاهی هم وجود ندارد چون هیچ چیزی برای آگاهی و هیچ کسی برای آگاه بودن از آن نیست این تصویر ذهنی که کودک از استمرار نفس دارد توسط روح گرایان انتشار یافته است آنان دائما در حال جستجو هستند روح از کجا وارد بدن می شود روح از کجای بدن خارج می شود روح چه شکلی است صفحات احضار ارواح واسطه های احضار روح و چیزهایی از این دست همه پرت و پلا و بی معنی است نفس هیچ شکلی ندارد نیستی ناب است آسمانی است پهناور بی هیچ ابری در آن سکوتی است بی اندیشه بازگو نشده مهار و محدود نشده با هیچ چیزی.

این تصویر ذهنی یک روح پایدار این ایده نفس در اذهان شما به بازی های خود ادامه می دهد حتی اگر بدن بمیرد می خواهی مطمئن باشی که: « من زنده خواهم بود ».

بسیاری از مردم پیش بودا می آمدند... چون این کشور را همین دومین نوع نفس متمایز کرده است: مردم به روح پایدار روح جاودان « آتمان » (atman) معتقدند – آنان به کرات نزد بودا آمده و می گفتند: « وقتی من بمیرم چیزی باقی خواهد ماند یا نه » و بودا می خندید و می گفت: « همین حالا هم هیچ چیزی وجود ندارد پس چرا در مورد مرگ به خود زحمت می دهی از همان ابتدا هم هرگز چیزی وجود نداشته است.» برای ذهن هندی این غیرقابل پذیرش بود.

ذهن هندی عمدتا با همین نوع دوم نفس به قلاب افتاده است به همین سبب است که « بودیسم » (Buddhism) نتوانست در هند جان سالم به در ببرد طی پنج هزار سال بودایی گری نابود و ناپدید شد به سبب وجود لائوتزو (lao tzu) بودیسم ریشه بهتری در چین یافت وی در آنجا کشتزار واقعا زیبایی برای بودایی گری آفرید شرایط اقلیمی آماده بود انگار زمین را کسی مهیا کرده باشد فقط به وجود بذرها نیاز بود و هنگامی که بذرها به چین رسیدند به صورت درختی تناور روییدند ولی بودایی گری در هند ناپدید شد لائوتزو تصویری ذهنی از هیچ روحی پایدار نداشت و در چین هم مردم چنان زحمتی در این مورد به خود نداده اند.

در جهان سه فرهنگ وجود دارد: یک فرهنگ ماتریالیست نامیده شده – در غرب بس مستولی است فرهنگ دیگر روح گرا نام دارد – واجد سلطه بسیار در هند و چین نوع سومی از فرهنگ را داراست نه ماتریالیست و نه روح گرا آن فرهنگ « تائوئیست » (Taoist) است: در لحظه زندگی کن و از زحمت آینده را به خود نده در بند موکشا بودن اساسا به طور مستمر دلمشغول خویش بودن است بس خود پسندی است و بسیار نفس محورانه به اعتقاد لائوتزو به باور بودا و من نیز به همچنین آنکه محض حصول بموکشا می کوشد بسیار بسیار نفس محور است و هیچ چیزی در مورد هستی درونی خویش نمی داند – هیچ نفسی وجود ندارد.

 

ما 68 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116