اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

مدیتیشن

دانش مديتيشن

شيوه هاي مختلف مديتيشن
تكنيك هاي مختلف مديتيشن به علت استوار بودن بر پايه هاي علمي مي توانند كمك شاياني به ما بكنند . با استفاده از اين تكنيكها از حيران شدن و سردرگمي نجات پيدا مي كنيد و در صورتي كه از اين تكنيكها آگاهي نداشته باشيد ، براي رسيدن به مقصد سفري طاقت فرسا و طولاني خواهيد داشت .
با كمك يك استاد و با استفاده از اين تكنيكها زمان و انرژي زيادي را ذخيره خواهيد كرد . گاهي اوقات فقط در طي چند ثانيه ممكن است به پيشرفتي نائل شويد كه رسيدن به آن در صورت عدم به كار بستن رهنمودهاي استاد ، عمرها به طول انجامد . در صورتي كه از تكنيك مناسب و درستي استفاده كنيد ، پيشرفت شما بسيار گسترده تر و با شتاب تر از حد تصورتان خواهد بود . اين تكنيكها هزاران سال است كه به كار گرفته مي شوند . آنها توسط يك نفر ابداع نشده اند ، بلكه توسط افراد مختلف و به مرور زمان كشف و متكامل شده اند .


تك تك شما مطمئناً به مقصد مي رسيد زيرا انرژي حيات در وجود شما در صورتي كه مانعي بر سر راهش نباشد به سوي والاترين قله ها پيش مي رود . حتي بدون كمك هيچ فرد ديگري نيز هر يك از شما بالاخره به مقصد خواهيد رسيد ولي در اين صورت لازم است راهي بسيار طولاني را بپيماييد و اين سفر بسيار طاقت فرسا خسته كننده خواهد بود .
تمامي اين تكنيكها مي توانند به شما ياري برسانند ولي دقت داشته باشيد كه آنها خود مديتيشن نيستند ، بلكه در واقع تيرهايي هستند كه در تاريكي انداخته مي شوند .
ناگهان روزي هنگامي كه در حال انجام كاري هستيد ، متوجه خواهيد شد كه تنها يك نظاره گر هستيد . هنگام انجام يك مديتيشن ، ناگهان روزي فرا مي رسد كه مديتيشن انجام مي شود ، ولي شخصي كه آن را انجام مي دهد ديگر شما نيستيد . در آن زمان شما ساكت و آرام و تنها يك نظاره گر هستيد ، تنها در آن لحظه است كه مديتيشن حقيقتاً اتفاق افتاده است . در آن لحظه آن تكنيك خاص ديگر نه مانعي براي شما خواهد بود و نه مي تواند به شما كمكي بيش از اين بكند . مي توانيد از اين تكنيك در صورت علاقه باز هم استفاده كنيد . درست مثل يك تمرين ولي ديگر نيازي به آن نداريد – زيرا مديتيشن حقيقي خود اتفاق افتاده است .
مراقبه كردن يعني نظاره گر بودن . خود مديتيشن به هيچ وجه در يك تكنيك خاص نمي گنجد ! ممكن است اين نكته باعث سردرگمي شما شود كه چرا با وجود اينكه مديتيشن در يك تكنيك خاص نمي گنجد ، من از شما مي خواهم كه از اين تكنيكهاي مختلف استفاده كنيد .
در مرحله ي نهايي مديتيشن يك درك و آگاهي است . ولي براي رسيدن به اين مرحله كه بسيار دور از شما قرار دارد نياز به تكنيكهاي مختلف داريد ؛ اين مرحله به صورت پنهان در همه ي شما وجود دارد ولي در عين حال بسيار دور از شماست . با اين وجود حتي دقيقاً در همين لحظه نيز مي توانيد به آن دست يابيد . ولي به علت عملكرد ذهنتان دسترسي به اين آگاهي ناب ممكن . در عين حال غير ممكن است . تكنيكهاي مختلف باعث ايجاد پلي بر روي اين شكاف خواهند شد .
بنابراين در ابتدا اين تكنيكها مديتيشن هستند ، ولي در پايان مسخره به نظر مي رسند زيرا ديگر اين تكنيكها مديتيشن نيستند .
مديتيشن كيفيتي كاملاً متفاوت از « بودن » است . مديتيشن با هيچ چيز هيچ كاري ندارد .
با تلاش كردن شروع كنيد
تكنيكهاي مديتيشن به نوعي انجام دادن كاري است زيرا در اين تكنيكها به شما توصيه مي شود اعمال خاصي را انجام دهيد – حتي انجام دادن مديتيشن نيز انجام دادن نوعي كار است ، حتي در سكوت نشستن نيز به نوعي انجام دادن كاري است و حتي انجام ندادن هيچ كار نيز خود نوعي فعاليت است . بنابراين به طريقي مصنوعي تمامي تكنيكهاي مديتيشن نوعي فعاليت است ولي در عين حال اگر عميق تر بنگريم و در اين تكنيكها موفق شويم خواهيم توانست به « بي عملي » برسيم .
فقط در ابتداي كار است كه انجام اين تكنيكها نوعي تلاش كردن به نظر مي رسد ولي اگر در آنها موفق شويد اين سعي و تلاش ناپدي خواهد شد و گونه اي « بي تلاشي » و « خود به خودي » پديد مي آيد . در صورتي كه در اين تكنيكها موفق شويد ديگر هيچ نيازي به هيچ تلاشي از طرف شما نخواهد بود ؛ درست مانند نفس كشيدن كه نياز به تلاش كردن ندارد . ولي در ابتدا لازم است كوشش كنيد زيرا ذهن قادر نيست كاري انجام دهد كه همراه با تلاش كردن نباشد .
در آيين « ذن » كه توصيه ي فراواني بر « بي تلاشي » شده است ، استادان به سالكان سفارش مي كنند : « فقط بنشينيد بدون اينكه كاري انجام دهيد » و سالكان براي انجام آن تلاش مي كنند . البته غير از تلاش كردن چه كار ديگري مي توان كرد ؟!
در ابتدا بايد سعي كرد ، ولي فقط ابتداي راه است كه چنين است ، بايد دائماً اين نكته را در خاطر داشته باشيد كه لازم است از مرحله ي كوشش كردن فراتر برويد . بايد لحظه اي فرا برسد كه ديگر شما هيچ كاري درباره ي مديتيشن انجام نمي دهيد ؛ و ناگهان چنين لحظه اي رخ مي دهد . در چنين لحظه اي شما هيچ كاري انجام نمي دهيد و تنها كاملاً هوشيار و آگاه هستيد .
تمامي تكنيكها به شما كمك مي كنند تا به اين لحظه ي « بي عملي » برسيد . تغيير ، تحول و درك دروني هرگز از طريق تلاش كردن به دست نمي آيد زيرا تلاش كردن نوعي تنش است . با كوشش كردن انسان نمي تواند به طور كامل در آرامش و راحتي قرار بگيرد ؛ زيرا تلاش به نوعي مانع آرامش است . با داشتن چنين پيش زمينه اي در ذهن خود خواهيد توانست به تدريج تلاش كردن را رها كنيد
اين تكنيكها ساده هستند
چيزهاي ساده خيلي براي ذهن ما جذابيت ندارند . اگر تكنيكهاي مديتيشن خيلي ساده باشند ممكن است به نظر مسخره بيايند . ممكن است ذهنتان به شما بگويد : « اين شيوه هاي ساده نمي توانند به شما كمكي بكنند . اين شيوه ها بسيار ساده هستند و براي رسيدن به مقامات معنوي چگونه چنين تكنيكهاي ساده اي مي توانند به شما ياري برسانند ؟ »
يك نكته را هميشه در نظر داشته باشيد – نفس هميشه علاقمند به موارد سخت و پيچيده است زيرا تنها در اين موارد است كه درگيري و چالش وجود دارد و نفس اجازه ي عرض اندام پيدا مي كند و در صورتي كه بتوانيد بر اين پيچيدگي چيره شويد ، احساس غرور و رضايت مي كند . نفس هرگز علاقه اي به موارد ساده و معمولي ندارد . اگر دوست داريد براي نفس خود چالش به وجود آوريد ، آن را مشغول چيزي پيچيده كنيد . هر چه كاري كه مي كنيد مشكلتر و پيچيده تر باشد ، نفس شما احساس آسايش بيشتري خواهد كرد .
به دليل سادگي ، اين تكنيكها هيچ گونه جذابيتي براي ذهنتان ندارند . اين نكته را به خاطر داشته باشيد كه هر آنچه براي نفس شما خوشايند باشد كمكي به پيشرفت معنوي تان نخواهد كرد .
ابتدا تكنيك را خوب درك كنيد
يك بار من داستاني را درباره ي يك پزشك پير و با تجربه شنيدم . روزي يكي از همكاران اين پزشك به او تلفن كرد و از او پرسيد :
- يكي از بيماران من در وضعيت بسيار خطرناكي است و من واقعاً نمي دانم چه بكنم ؛ او يك توپ بيليارد را بلعيده و تقريباً در حال خفه شدن است . من واقعاً نمي دانم چه كاري از دستم ساخته است .
پزشك پير با خونسردي جواب داد :
- خيلي ساده است ، بيمار را با يك پر قلقلك بده .
پس از چند دقيقه پزشك دوم در حالي كه بسيار خوشحال بود دوباره به پزشك پير تلفن زد و گفت :
- راه حل پيشنهادي شما واقعاً عالي و كارساز بود ! بيمار به محض قلقلك دادن شروع به خنديدن كرد و توپ بيليارد از دهان او بيرون پريد – ولي براي من خيلي جالب است كه بدانم شما اين تكنيك را از كجا ياد گرفته ايد ؟
پزشك پير در جواب گفت :
- از هيچ جا ، خودم آن را درست كردم . شعار من هميشه اين بوده است كه : « وقتي واقعاً نمي دانيد چكار بكنيد ، هر كاري از دستتان بر مي آيد انجام دهيد . »
ولي اين شعار اصلاً درباره ي مديتيشن صدق نمي كند . در اين مورد اگر نمي دانيد چه كاري بكنيد ، هيچ كاري نكنيد . ذهن خيلي حساس ، ظريف و در عين حال پيچيده است و اگر نمي دانيد چه بكنيد ، بهتر است هيچ كاري نكنيد زيرا ممكن است با انجام كاري اشتباه مشكلات و پيچيدگيهاي ذهني را بيشتر كنيد .
اكثر افراد اصلاً چيزي درباره ي ذهن نمي دانند . براي آنها ذهن تنها يك كلمه است . ذهن پيچيده ترين و در عين حال ظريف ترين پديده اي است كه در جهان هستي وجود دارد و ممكن است با هر عمل اشتباهي به آن آسيب برسانيد و آن را كلاً ضايع كنيد . ممكن است به ذهن آسيبي برسانيد كه به هيچ وجه قابل جبران و اصلاح نباشد .
تكنيكهاي مديتيشن بر دانشي عميق استوارند و در لايه هاي ژرف با ذهن شما برخورد مي كنند . بنابراين هميشه به ياد داشته باشيد : هرگز از تكنيكهاي « من در آوردي » استفاده نكنيد و به هيچ وجه دو تكنيك مختلف را با هم مخلوط نكنيد زيرا هر يك از اين تكنيكها در جهتي خاص عمل مي كند و اساس آنها با هم متفاوت است . درست است كه هدف و مقصود همه ي اين تكنيكها يكي است ولي به عنوان ابزارهاي مختلف كاملاً با هم فرق دارند . گاهي اوقات ممكن است تكنيكهاي مختلف دقيقاً در جهت عكس يكديگر عمل كنند . بنابراين هرگز دو تكنيك را با هم مخلوط نكنيد و دقيقاً بر اساس آنچه در تكنيك توصيه شده است ، عمل كنيد .
هرگز اين تكنيكها را تغيير ندهيد و هرگز سعي در بهبود آنها نكنيد – زيرا شما قادر به اين كار نخواهيد بود و هر تغييري باعث شكست شما خواهد شد .
قبل از شروع هر تكنيك كاملاً آگاه باشيد و آن را خوب درك كنيد . اگر احساس سردرگمي مي كنيد و كاملاً تكنيك را متوجه نشده ايد ، بهتر است آن را انجام ندهيد زيرا هدف هر شيوه اي ايجاد تحول در درون شماست .
قبل از هر چيز سعي كنيد خوب تكنيك را متوجه شويد و آن را درك كنيد . بعد از اينكه آن را خوب درك كرديد مطابق آن عمل كنيد و شعار آن پزشك پير را فراموش كنيد كه « وقتي نمي دانيد چه بكنيد ، هر كاري از دستتان بر مي آيد انجام دهيد . » وقتي نمي دانيد چه بكنيد ، انجام ندادن كاري سود و صرفه ي بيشتري دارد  .
شيوه ي مناسب مؤثر خواهد بود
هنگامي كه از تكنيك مناسبي استفاده مي كنيد به سرعت تأثير آن را متوجه خواهيد شد . بنابراين شيوه هاي مختلف را آزمايش كنيد تا شيوه ي متناسب خودتان را بيابيد .
هنگام برخورد با شيوه ي مناسب چيزي در درون شما منفجر مي شود و درك مي كنيد كه « اين شيوه مناسب من است . » ولي به هر صورت در اين راه بايد سعي و تلاش كرد .
من متوجه شده ام كه انسان هنگامي كه جدي نيست و در حال بازي كردن است داراي ذهني بازتر است ، در حالي كه در اوقات جدي ذهن او از گشودگي كمتري برخوردار است . در واقع در اين زمانها ذهن او كور و بسته است . بنابراين خيلي جدي با تكنيكها برخورد نكنيد و خيلي ساده با آنها « بازي كنيد » .
يكي از شيوه ها را در نظر بگيريد و حداقل براي مدت سه روز با آن « بازي كنيد » . در صورتي كه پس از اين مدت احساس آسايش و آرامش داشتيد و متوجه شديد كه اين تكنيك براي شما متناسب است درباره ي آن جدي تر باشيد و شيوه هاي ديگر را فراموش كنيد و حداقل براي مدت سه ماه انجام آن را با جديت تكرار كنيد .
معجزه هميشه امكان پذير است . تنها نكته ي لازم اين است كه تكنيك مورد استفاده بايد متناسب شما باشد . در صورتي كه تكنيك مناسبي را دنبال نكنيد هيچ اتفاق خاصي روي نخواهد داد . حتي اگر تا ابد نيز آن را ادامه دهيد اتفاقي نمي افتد ، ولي اگر تكنيك مناسب شما باشد حتي مدت سه دقيقه نيز براي رسيدن به نتيجه ي مورد نظر كافي است .
چه زماني مي توان تكنيك را رها كرد
تمامي استادان در اين نكته با هم توافق دارند كه بالاخره روزي بايد تكنيك مديتيشن مورد استفاده ي خود را رها كنيد و هرچه زودتر اين مسأله اتفاق بيفتد بهتر خواهد بود .
بودا اين داستان را بارها و بارها براي مريدان خود تعريف كرده بود كه : روزي پنج احمق از روستايي گذر مي كردند ؛ با ديدن آنها اهالي روستا تعجب كردند زيرا آنها قايقي را بر دوش خود حمل مي كردند . اين قايق بسيار بزرگ بود و آنها زير بار آن كاملاً خسته و كوفته شده بودند . اهالي روستا از اين پنج احمق سؤال كردند :
- اين چه كاري است كه شما مي كنيد . اين قايق ديگر براي چيست ؟
پنج احمق در جواب گفتند :
- ما نمي توانيم اين قايق را ترك كنيم زيرا به ما كمك كرده است از يك طرف رودخانه به طرف ديگر بياييم . چگونه مي توانيم آن را ترك كنيم ؟ اگر اين قايق وجود نداشت ما به هيج وجه نمي توانستيم از رودخانه گذر كنيم و براي هميشه در طرف ديگر رودخانه باقي مي مانديم . ما همگي به اين قايق مديونيم و به عنوان قدرداني آن را همه جا همراه خود مي بريم .
تكنيكهاي مديتيشن تنها هنگامي كه شما ناآگاه هستيد خطرناكند ، در غير اين صورت مي توان خيلي خوب از آنها بهره برد . آيا شما فكر مي كنيد يك قايق خطرناك است ؟ البته اگر بخواهيد به عنوان قدرداني يك قايق را براي تمام مدت عمر روي دوشتان به اين طرف و آن طرف حمل كنيد بسيار خطرناك خواهد بود . در غير اين صورت تنها مي توان به عنوان ابزاري از آن بهره جست و سپس آن  را ترك كرد ؛ در واقع پس از استفاده ، ديگر به آن نيازي نيست . هنگامي كه شما يك تكنيك را رها مي كنيد ، به طور خود به خود شروع مي كنيد به محكم شدن و جا افتادن در وجود خويش .
ماهيت و طبيعت ذهن چسبناك است . ذهن هميشه شما را علاقمند به چيزي نگاه مي دارد . هنگامي كه شما به چيزي وابسته نيستيد ديگر لزومي ندارد به جايي برويد ؛ هنگامي كه تمامي راهها و روشها را رها كرده ايد و هنگامي كه تمامي آرزوها و اميال ناپديد شده اند ، ديگر جايي براي رفتن وجود ندارد . در اين زمان آرامش حقيقي خود به خود روي خواهد داد .
گاهي اتفاق مي افتد كه در مديتيشن براي يك لحظه همه چيز عالي است و شما در آرامش و سرور كامل هستيد ولي براي لحظه ي بعد شما دوباره به دنبال آرامش هستيد و نمي دانيد كجا آن را پيدا كنيد .
در ابتدا فقط براي لحظاتي بسيار كوتاه اين آرامش و سرور را تجربه خواهيد كرد ولي به تدريج اين زمان طولاني و طولاني تر خواهد شد و سپس آرام آرام براي هميشه در سرور و آرامش جايگزين مي شويد . قبل از رسيدن به چنين حالتي اجازه نداريد تكنيكها را ترك كنيد زيرا چنين كاري اشتباه است .
هنگامي كه عميقاً در مديتيشن قرار داريد ، تكنيك را رها كنيد . با خالص و خالص تر شدن آگاهي ، تكنيك را ترك كنيد و همه چيز را درباره ي آن فراموش كنيد . در اين زمان فقط « باشيد » .
ولي چنين حالتي در ابتدا فقط براي لحظاتي اتفاق مي افتد . گاهي اوقات هنگامي كه شما در حال گوش دادن به سخنان من هستيد نيز ممكن است چنين حالتي روي دهد . تنها براي لحظاتي كوتاه همانند يك نسيم ، شما به دنياي ديگري سفر مي كنيد ؛ دنياي « بي ذهني » . سپس دوباره تاريكي فرا مي رسد و ذهن با تمام روياها و آرزوها و حماقتهايش باز مي گردد . براي يك لحظه ابرها به كناري مي روند و شما موفق مي شويد خورشيد را ببينيد . ولي دوباره ابرها باز مي گردند ؛ همه چيز تاريك مي شود و خورشيد ناپديد مي گردد . حالا حتي باور كردن اينكه خورشيدي وجود دارد هم مشكل است . باور كردن آنچه شما چند لحظه قبل چشيديد مشكل است . ذهن حتي ممكن است بگويد آن تجسم شما ، يا فقط يك رويا بوده است .
با تمام حماقت ذهن و با وجود ابرها و تاريكي چنين حالتي براي شما اتفاق افتاد ، شما خورشيد را براي يك لحظه ديديد . غير ممكن به نظر مي رسد . فقط در خيال و رويا ممكن است چنين حالتي رخ داده باشد
تجسم مي تواند به شما كمك كند
ابتدا بايد بدانيد اصلاً تجسم چيست . اين روزها تجسم را پديده اي خوب نمي دانند . درست در لحظه اي كه عبارت « تجسم كنيد » را مي شنويد ؛ پيش خود فكر مي كنيد كه اين كار اصلاً فايده اي ندارد ؛ من به دنبال چيزي واقعي هستم نه تخيلي . ولي تجسم خود نوعي واقعيت است ، تجسم يك ظرفيت و توان است كه در شما وجود دارد ، شما مي توانيد تجسم كنيد و اين نكته نشان دهنده ي آن است كه شما قابليت اين كار را داريد . اين قابليت واقعي است . با همين تجسم مي توانيد در زندگي خود چيزهايي را خراب كنيد يا چيزهاي جديدي بيافرينيد و اين كاملاً به خودتان بستگي دارد . تجسم بسيار قدرتمند است . در واقع تجسم قدرتي است كه به صورت بالقوه در شما وجود دارد .
تجسم عبارت است از وارد شدن عميق به موضوعي ، به شكلي كه آن موضوع به واقعيت تبديل شود .
ممكن است شما درباره ي تكنيكي كه در تبت مورد استفاده قرار مي گيرد چيزهايي شنيده باشيد . اين تكنيك « يوگاي گرما » ناميده مي شود . هنگام شب كه هوا بسيار سرد است ، همه جا يخ بسته است و برف در حال باريدن است ، لاماي تبتي كاملاً عريان در هواي باز ايستاده است . دما زير صفر درجه است به طوري كه انسان در يان سرما منجمد مي شود ولي لاما در حال تمرين يك تكنيك خاص است – او تجسم مي كند كه بدن وي يك هيمه هيزم آتش گرفته و در حال سوختن است – به اين ترتيب دماي بدنش تا اندازه اي بالا مي رود كه در هواي سرد زير صفر درجه شروع به عرق كردن مي كند . او در عالم واقعيت شروع به عرق كردن مي كند در حالي كه در چنين وضعيتي بايد جريان خون او به خاطر دماي زير صفر درجه متوقف شود و منجمد گردد . چه اتفاقي مي افتد ؟ اين عرق كردن ، واقعي است ، بدن او واقعاً گرم شده است – ولي اين واقعيتي است كه از طريق تجسم و خيال خلق شده است .
هنگامي كه انسان راه و روش هماهنگ شدن با قوه ي تجسم و تخيل خويش را فرا بگيرد ، بدن او شروع به تبعيت خواهد كرد . حتي همين حالا نيز شما اعمال بسياري را از طريق قواي تجسم خود انجام مي دهيد ولي از آن آگاهي نداريد . بسياري اوقات شما بيماري هايي را فقط از طريق قواي تجسم خود مي آفرينيد . شما تصور مي كنيد كه به فلان بيماري مبتلا شده ايد و دائماً به اين تصور ادامه مي دهيد . در اين زمان قابليت ابتلا به بيماري را در وجود خود افزايش مي دهيد و احتمال اينكه واقعاً به اين بيماري مبتلا شويد هر لحظه افزايش مي بايد و پس از ابتلا به بيماري متوجه خواهيد شد كه اين بيماري كاملاً واقعي است ولي از طريق تخيل و تجسم به وجود آمده است . تجسم يك قدرت ، توان يا انرژي است كه ذهن از طريق آن حركت مي كند . و هنگامي كه ذهن از طريق آن حركت مي كند ، بدن نيز از آن تبعيت مي نمايد .
تفاوتي كه ميان « تانترا » و « هيپنوز غربي » وجود دارد در اين است كه در هيپنوز عقيده بر اين است كه از طريق تجسم و تخيل مي توان موارد جديدي را خلق كرد در حالي كه در آيين تانترا اعتقاد بر اين است كه شما چيزي را خلق نمي كنيد – بلكه از طريق تجسم شروع به هماهنگ شدن با پديده اي كه از قبل در شما وجود داشته است مي كنيد .

ما 69 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116