اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

ترجمه های جدید

پیام عشق

اشوی عزیز، پیام شما، مانند بودا، کریشنا، نانک و مسیح، عشق است. چگونه سالکین شما که وسیله های حرکت پیام شما و مورد سوءتفاهم هستند می توانند این پیام را به دنیا برسانند؟

کریشنا پریمKrishna Prem ، کریشنا در مورد عشق سخن گفته، همچنین بودا، مسیح، نانک، کبیر و همگی این ها نیز در مورد عشق سخن گفته اند. ولی هیچکس مانند من در مورد حرف نزده است. عشق آنان بسیار اثیریethereal  و انتزاعی است؛ عشق آنان ابداٌ این جهانی نیست. عشق آنان فلسفی است.  روشی که آنان عشقشان را تعریف می کنند با روشی که من عشقم را تعریف می کنم کاملاٌ متفاوت هستند. من عشق را در تمامی طیف آن می پذیرم،

در تمامی رنگ هایش، در تمام رنگین کمان آن. آنان انتخابگر هستند: می گویند،"فقط رنگ آبی عشق است، باقی رنگ ها عشق نیستند." یا دیگری می گوید، "تنها رنگ سبز عشق است، بقیه ی رنگ ها عشق نیستند."

آنان عشق زمینی را محکوم می کنند، عشق شهوانی و بدن را محکوم می کنند. و تفاوت در همینجاست. به نظر من عشق یک نردبام است. بخشی از آن روی زمین قرار دارد __ نه تنها قرار گرفته، بلکه درواقع در زمین ریشه دارد __ و انتهای دیگر به آسمان می ساید.

آنان فقط در مورد انتهای دیگر سخن می گویند. و چون فقط از آن بخش می گویند، از نظر انسانی ناممکن است که به آن انتها رسید، زیرا بخش پایینی انکار شده است. وبالاتر فقط توسط پایین تر می تواند به دست آید. باید از قسمت های پایینی نردبام عبور کنی، وگرنه چگونه می توانی به بخش بالایی برسی؟

مردمانی هستند که تنها به بخش پایینی نردبام باور دارند و بخش بالایی را منکر می شوند: مانند چارواکا  Charvaka در هند و اپیکورEpicurus  در یونان.

 

من تمامیت نردبام را قبول دارم. من لجنmud  را می پذیرم و گل نیلوفرآبی lotus  را هم می پذیرم و هرآنچه که بین این دو هست. برای همین است که من محکوم به سوء تفاهم شدن توسط همه هستم. مردمان روح گراspiritualists  مرا بد می فهمند زیرا فکر می کنند که من ماده گرا materialist هستم __ که من روح را باور ندارم و سخنان من در مورد عشق چیزی نیست جز ترویج سکس؛ و من به نام عشق فقط به مردم سکس را آموزش می دهم. 

و واضح است که ماده گرایان، پیروان اپیکور و چاکراوا نیز مرا بد خواهند فهمید زیرا خواهند گفت که سخنان من در مورد سکس و عشق زمینی چیزی نیست جز دامی برای اینکه شما را به آن چیزهای غیرواقعی __ شعفecstasy ، فراآگاهیsamadhi ، خداوند __ بکشانم.

من توسط ماده گرایان و روحگرایان مورد سوءتفاهم خواهم بود. و همین در مورد سانیاسینهای من نیز صدق می کند. شما در همه جا مورد سوءتفاهم قرار خواهید داشت __ درهر فرهنگ، در هرجامعه، توسط هر مذهب و توسط هر ایدئولوژی. بودن با من مخاطره آمیز است: باید که مورد سوءتفاهم باشید. این را باید بعنوان واقعیتی در زندگی خود بپذیرید.

و دلیلش روشن است: زیرا هیچکس در گذشته تمام طیف را نپذیرفته است. من تمامی گستره را می پذیرم زیرا برای من پایین و بالا ازهم جدا نیستند: یکی هستند. پایین شامل بالا هم می شود و بالا شامل پایین هم هست. لجن همان گل نیلوفر است بصورت نامتجلی؛ و گل نیلوفرآبی همان لجن متجلی شده است. من لجن را سرزنش نمی کنم، زیرا با محکوم کردن، آن گل نیلوفر آبی محکوم شده است. و من گل نیلوفرآبی را محکوم نمی کنم زیرا اگر گل نیلوفرآبی را محکوم کنی، آن لجن تمام معنی خودش را از دست می دهد؛ آنگاه فقط لجن است و نه چیزی دیگر.

من این زمین را و این آسمان را می پذیرم. من هم بدن و هم روح را می پذیرم: بیرون را و درون را. آموزش من پذیرفتن تمام است.

شمامورد سوءتفاهم قرار خواهید داشت. و چنین نیست که فقط شما مورد سوءتفاهم قراربگیرید __ هرامکانی هست که شما مرا هم مورد سوءتفاهم قرار بدهید، زیرا بسیاری از شما می پندارید که سکس همه چیز است. و می توانید از میان کتاب های من بخش هایی را انتخاب کنید که نظر شما را حمایت کند.  و بسیاری از شما چنین سوءتفاهم خواهید کرد که باید به ورای سکس رفت و فقط فراآگاهی حقیقت است و سکس فقط چیزی است که باید از کنارش گذشت و به ورای آن رفت. هردوی این رخدادها اتفاق خواهند افتاد. آنان که واقعاٌ مرا درک کرده باشند نکته را خواهند گرفت و خواهند دید که من در اینجا چه می کنم. من یک ماده گرایی معنویa materialist spirituality  خلق می کنم و یا یک روحگرایی مادی  spiritualist materialism . چنین چیزی هرگز قبلاٌ وجود نداشته است. و هرگاه چیزی برای نخستین بار انجام شود، طبیعی است که مورد سوءتفاهم قرار گیرد.

یک زن میان سال آمریکایی که تازگی شوهرش را از دست داده بود نزد کسی رفت تا با روح شوهر خودش تماس بگیرد، زیرا خیلی احساس تنهایی می کرد. روح احضار شد و زن گفت، "سلام عزیز! چکار می کنی؟"

عزیز: "خوب. در واقع بسیار بهتر از سابق هستم."

زن: "وقتت را چطور میگذارنی عزیز؟"

عزیز: "خوب: بیدار میشم، عشقبازی می کنم، بعدش صبحانه میخورم، عشقبازی می کنم، نهار میخورم؛ عشقبازی می کنم، شام میخورم، بعدش عشقبازی می کنم. بعدش می خوابم، عشقبازی می کنم، بیدار میشم و عشقبازی می کنم.... هر روز و هرروز برنامه همینه!"

زن، "کجایی عزیزم، در بهشت هستی؟"

عزیز، "نه در کورگان پارکKoregaon Park  هستم، در پوناPoona !"

این امکان هست، شما هم می توانید مرا بد بفهمید. و همچنین کسانی دیگری در آن سوی تفریط قرار دارند. هرکس که فقط یک بخش از آموزش های مرا انتخاب کند محکوم است به بدفهمی من.

باید مرا در تمامیت و در کل وجودم داشته باشید. البته، تمامیت بسیار سردرگم کننده است زیرا شامل قطب های متضاد است. انتخاب یک قطب آسان تر است __ یا ماده و یا روح... این ساده تر است؛ احساس ثبات و یکدست بودن بیتشر می کنید. با انتخاب من در تمامیت من، شما باید یک زندگی بسیار ناپیوسته و غیرثابت داشته باشید __ یک لحظه این، لحظه ی بعدی آن. ولی تمام پیام من همین است.

اگر کسی واقعاٌ بخواهد زندگی را در تمام غنای آن زندگی کند، باید بیاموزد که چگونه ناپیوسته باشد، چگونه پیوسته ناپیوسته inconsistently consistent  باشد، چگونه بتواند از یک افراط به یک تفریط برود__ گاهی بسیار ریشه دار در زمین و گاهی پروازی بلند در اوج آسمان، گاهی عشقبازی و گاهی مراقبه.

و آنگاه، آهسته آهسته آسمان و زمین شما بههم نزدیک تر و نزدیک تر خواهند شد و شما همان افقی خواهید شد که این دو در آنجا به هم می پیوندند.

کتاب خرد / فصل هشتم / چهارمین پرسش

 

ما 63 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116