اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

ترجمه های جدید

کسی وجود ندارد!

و من به شما یادآوری می کنم که کسی وجود ندارد.
 تا جایی که به این "من" مربوط است، هیچ كاری برای انجام دادن وجود ندارد، چون همه چیز به خودی خود اتفاق می افتد. خود ما اتفاق می اُفتيم، ما پیشامد هستیم. کل هستی نه یک عمل بلکه یک اتفاق است. بنابراین بهتر خواهد بود اگر بگویم که تصور قدیمی از خداوند به عنوان یک خالق برای من بی معناست. نمی گویم "خداوند خالق"، چراکه این عبارت بازتاب تصورات نفسانی ما را از خلقت و از عمل نشان می دهد. همانطور که ما عملی را انجام می دهیم، پس خداوند نیز جهان را ساخته است. درواقع ما خودمان را به درون سطح کیهانی بازتاب می دهیم و درنتیجه آن آفرینش و آفریدگاربرای ما به وجود می آیند. در اینجا دوگانگی است که به وجود می آید.


برای من خداوند نه آفریننده، بلکه آن چیزی ست که واقع می شود وبه روی دادن ادامه می دهد. خداوند یعنی آنچه که به شکلی لایزال در جریان است. بنابراین هرآنچه که واقع شود خداوند است. شما و همه افراد واقع می شوید. خداوند همین وقوع لایزال است. هیچ آفریننده و آفرینشی درکار نیست. اصل دوگانگی، نفسانی است، یعنی همان بازتاب خودِ ما در سطحی کیهانی. آن هنگام که دریابید هیچ گونه دوگانگی بین عمل و عامل در درونتان نیست، خواهید دانست که عمل و عاملی وجود ندارد؛ بلکه(همه چیز) تنها پیشامد است. و وقتی حقیقت این وقوع ابدی آشکار شود، دیگر بار مسئولیت یا تنشی باقی نمی ماند. تولد شما و نيز مرگتان یک اتفاق است. حضورتان در اینجا یک اتفاق است و همچنین نبودتان. شما در هیچ کجا نیستید.
این نفس ازآنجایی می آید که گمان می بریم "من وجود دارم"..."من عامل هستم"؟ این از طریق حافظه می آید. حافظه ی شما به ثبت اتفاقات مشغول است. متولد می شوید، یک کودک هستید، سپس جوانی از راه می رسد و بعد پیر و فرتوت هستید. چیزها اتفاق می افتند. عشق اتفاق می افتد، نفرت رخ می دهد و حافظه به ثبت کردن ادامه می دهد. وقتی به گذشته نگاه می كنيد، کل انباشته ی حافظه به "من" تبدیل می شود. "من" عاشق کسی بودم. بهتر و دقیقتر خواهد بود اگر گفته شود: جایی عشق اتفاق افتاد، من عامل چیزی نبودم. ولی حافظه به صورت "من عاشق بودم" ثبت شده، درست مثل تولد و مرگ.
اگر کسی بتواند به مدت 24 ساعت این را به ياد بسپارد که چیزها اتفاق می افتند و عاملی وجود ندارد، آن فرد دیگر مثل سابق نخواهد بود. ولی به یاد داشتن این مسئله، حتی برای یک لحظه نیز بسیار دشوار است.
به ياد داشتن این نکته که چیزها اتفاق می افتند و شما عامل آنها نیستید، دشوارترین امر ممکن است. برای مثال: من صحبت می کنم. اگر بگویم "من صحبت می کنم" و منظورم این باشد که "من" هستم که صحبت می کنم، پس این مطلب را به غلط برداشت کرده ام. من نمی دانم جمله بعدی چه خواهد بود. وقتی بیاید، شما و من هردو متوجه خواهیم شد. از آنجایی که این یک پیشامد است، پس نمی توانم خود را به آن ربط دهم. چیزی به واسطه من می آید. من به هیچ وجه عامل آن نیستم.چیزی در من اتفاق می افتد.
این معنی آن چيزی است كه می گوييم وداها غير شخصی هستند. می گوییم وداها توسط اشخاص به وجود نیامده اند. منظور ما از این گفته این است که افرادی که وداها را آورده اند به این حقیقت آگاه بودند، این حقیقت که هرچیزی یک پیشامد است. آنها عامل نیستند. چیزی به آنها می رسد. تنها یک گذرگاه هستند، یک واسطه یا وسیله. وحتی این وسیله بودن نیز یک اتفاق است. این کارِ آنها نیست که وسیله شده اند. درغیراین صورت، بازهم همان استدلال غلط در سطحی دیگر رخ می دهد.
بنابراین به عمق هریک از اعمال خود بروید و پیشامدها را در آنجا خواهید یافت. عملی وجود ندارد چرا که عاملی درکار نیست. ازاین رو چگونه کسی می تواند بپرسد: چرا؟چه کسی می تواند به این پرسش پاسخ دهد؟ خانه خالی ست وصاحب خانه ای نیست. بگذارید چیزها به اتفاق افتادن ادامه دهند. خانه به تنهایی و بدون صاحبخانه،  قابلیت رخ دادن اتفاقات را دارد.
سعی کنید این مطلب را واضح تر درک کنید. بودا بارها گفته است "وقتی راه می رویم، رونده ای در کار نیست. تنها راه رفتن وجود دارد." چگونه می توان این مطلب را درک کرد؟ اگر من نیستم، چگونه می توانم راه بروم؟ راه برو و ببین که کجایی . . . تنها راه رفتن را خواهی یافت. نمی توانیم درک کنیم که چگونه کسی می تواند بگوید تنها گفتار وجود دارد و نه گوینده. اما اگر به ژرفای عمل حرف زدن بروید، در میابید که گوینده ای در کار نیست و تنها گفتن وجود دارد. درواقع شاعرونقاشی وجود نداشته وتنها اشعارونقاشی ها حادث شده اند. اما وسیله به مالک تبدیل می شود.
حافظه این استدلال غلط را می آفریند. اما برای من استدلال غلطی درکار نیست. حافظه نمی تواند مرا در دام خود نگه دارد، دیگر نمی تواند بر من چنگ بیاندازد. بنابراین همه چیز اتفاق می افتد و عاملی وجود ندارد. هرآنچه که امکان روی دادن داشته باشد، اتفاق خواهد   افتا د. من آغازگر یا ارباب آن نخواهم بود.
وقتی بدانيد كه نيستيد، از جهتی کاملا متفاوت یک ارباب می شوید. وقتی نیستید، نمی توانید به یک برده تبدیل شوید. حال آزادی شما کامل است.

ما 68 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116