اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

ترجمه های جدید

سایه نزدیک دیافراگم

سانیاسینی می گوید وقتی عمیقاً به درون می رود ، نزدیک دیافراگم سایه ای را احساس می کند.
این چیزی نیست که نگران کننده باشد. این مرز طبیعی بین خود آگاه و ناخودآگاه است. وقتی عمیق می شوی ، وقتی به مرز می رسی ، احساس می کنی چیزی تغییر می کند. همه چیز قبل از آن مرز واضح به نظر می رسد و بعد از آن همه چیز تیره و تاریک و مبهم و گیج کننده است.
وقتی به آن مرز برخورد می کنی به تو این احساس را می دهد که تو دو تایی نه یکی. وقتی فقط در خودآگاهی یک نفر هستی ؛

از ناخودآگاه  آگاه نیستی. وقتی از ناخودآگاه آگاه می شوی ، همچنین احساس می کنی که جدا شده ای ، گویی که دو تا هستی. ناخودآگاه مانند سایه به نظر می رسد زیرا تو با خودآگاه هم هویت شده ای : این تویی ، پس دیگری باید سایه باشد.
اما لازم نیست نگران باشی. باید سعی کنی به درونش رخنه کنی ، آسوده باش و به درونش برو. لحظه ای می آید که تو با خودآگاه آشنا تر می شوی ، آنگاه این سایه کمک کم محو می شود. وقتی مرزها حرکت تو را از یک سو به سوی دیگر آسان تر کنند و آن مانند یک مانع نخواهد بود ، سایه ناپدید خواهد شد.
روزی که سایه ناپدید شود روز بزرگی است زیرا خودآگاه و ناخودآگاه جدایی شان را از دست می دهند. دیگر شیزوفرنیک نمی شوی ، از آن روز به بعد دیگر نمی توانی شکافته باشی. وگرنه هر روزی هرکسی می تواند شیزوفرنیک شود زیرا دیگری آنجاست. دیگری نیز تویی اما چون جدایی وجود دارد نمی توانی احساس کنی که تویی. بنابراین این جدایی کم کم ناپدید می شود.
این نشانه خوبی است که تو شروع به حس کردن سایه کرده ای. ادامه بده ، م م ؟
آلانکار یعنی زینت و دوا یعنی الوهیت – زینت برای الوهیت ، تزئینی برای الوهیت ... و هر کسی باید اینگونه شود.
تا زمانی که اینگونه نشویم نمی توانیم احساس رضایت کنیم. تا زمانی که شکوه خدا نشوی ، نه فقط شکوهی برای خودت ، بلکه شکوه برای هستی ، این کیهان – نه فقط در وجود خویش شاد باشی بلکه کل هستی از بودنت شاد باشد – فقط بعد از آن است که احساس رضایت خواهی کرد. این معنای آلانکار است – که اگر گم شوی حتا خدا نیز دلش برایت تنگ شود ، که اگر آنجا نباشی هستی هرگز همان نخواهد بود.
پس خودت را چنان ساکت و خوشحال و مسرور ساز که شروع به خلق چیزی نو در هستی کنی که هرگز قبلاً وجود نداشته است و چیزی که برای رخ دادن منتظر تو بوده است. هر کسی چنین امکان بی همتایی را دارد ، پتانسیلی بی همتا ...
حکایتهای زیبای بسیاری در میان یهودیان وجود دارد. یکی این است که وقتی موسا در حال مردن بود ، مرگ را انکار کرد. او گفت : « من نخواهم مرد – برو و به خدا بگو ! من به او بسیار خدمت کرده ام.  درست است که مرا بکشد ؟ برگرد و به خدا بگو که من نمی میرم ! »
این داستان زیبا می گوید که مرگ مجبور بود برگردد زیرا موسا واقعاً مرد زیبایی بود. او ترسید که اگر کاری انجام دهد خدا از دست او عصبانی شود ، پس بازگشت. این مورد هرگز قبلاً پیش نیامده بود. خدا نتوانست شهامتش را جمع کند و مرگ را باز پس فرستد ، خودش آمد و سعی کرد موسا را قانع کند : « گوش کن ، پدرت کجاست ؟ »
موسا گفت : « او مرده است. »
- « پدر او کجاست ؟ »
موسا گفت : « او نیز مرده. » و الی آخر ... همگی تا آدم مرده اند.
موسا گفت : « بله ، همه مرده اند ، خب که چه ؟ آدم دزد بود ، باید می مرد ؛ من دزد نیستم. » و به همین شکل جرم همه را عنوان کرد. خدا گیج شده بود : حالا به این مرد چه بگوید ؟ و او واقعاً انسان خالصی بود.
پس خدا شروع به فکر کرد که چه کند. بعد یادش آمد که یکبار موسا یک مصری را کشته بود. مصری موسا را زده بود و موسا چنان عصبانی شده بود که او نیز مصری را زد اما به گونه ای رخ داد که با این که ضربه محکم نبود مرد مصری مرد. موسا قاتل نبود ؛ این رخدادی تصادفی بود.
خدا گفت : « درباره آن مرد مصری که کشتی چه داری بگویی ؟ »
موسا می گوید : « درباره این همه آدم که هر روز می کشی چه داری بگویی ؟ »       ( خنده )
این زیباست ... من عاشق اینم !
م م ؟ « من فقط یک نفر را کشته ام و تو قرنهاست که در حال کشتنی. درباره آن چه داری که بگویی  ؟ »
اما می بایست موسا یک آلانکار بوده باشد ، تزئینی برای هستی. حتا خدا سعی می کند او را قانع کند که مردن خوب است زیرا طبیعی است ، بنابراین هیچکس نباید استثناء باشد. در نهایت اینگونه مقرر شد که موسا به مرگ معمولی نمیرد. او در ابرها ناپدید شد و به بهشت رسید. مرگ برای او فرستاده نشد ؛ او صرفاً ناپدید شد.
چنین حکایاتی بسیار زیبا هستند. به سادگی نشان می دهند که حتا خدا ... وقتی یک بودا یا یک موسا یا یک مسیح اینجاست خدا احساس سرور می کند. و این آدمها چیز بسیار زیبایی را در وجودشان انجام داده اند ، وجودشان بسیار گرانبها است ...
فرد می تواند اینگونه باشد ... فرد باید اینگونه باشد ! این حق همه است. پس سعی کن ، م م ؟

برگردان: حامد مهری

ما 73 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116