اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

درباره اشو

03- اينك بركه اي كهن

11 دسامبر 1931 ، ساعت پنج و سيزده دقيقه ي بعد از ظهر به وقت محلي ؛ روستاي كوچوادا ، از توابع گاداروارا ، ايالت ماديا پرادش ، هندوستان : تا چشم كار مي كرد ، باران بود و باران سر باز ايستادن نداشت به روزان و شبان بيرون از شمار و ياد . پرده اي ولرم و تيره از آسمان تا به زمين آويخته ، هر آن چشم انداز را در وراي خود پوشانيده بود . در پس پرده اما ، در فاصله اي دور ، در سكوتي كه جز ريزش مداوم قطرات باران صدايي نبود ، در سايه سار خيس درختاني سرفراز از ديرسال ، بركه اي كهن آرام غنوده بود و آن سوي ترك هم رودي از باستان جاري ، كف بر لب آورده و خروشان در گذار . 

 

چندان باريد و باريد باران كه بركه و رود يكي شد و دنيا پنداري همه آب . و آب آمد و آمد و آمد تا به روستا ، به خانه ها . و به خانه ي خيس خورده ي روستا ، كودكي چون بركه اي خموش و آرام ، خروشان به عينه رود ، زهدان مادري عاشق را ترك گفت تا سالياني پس از آن كنار بركه ي كهن عارفي خردسال بنشيند و در ژرفاي مراقبه اي عميق و خاموش ببالد چندان كه خود بركه اي شود ، رودي ، اقيانوسي ؛ تا سر آخر عارفي سترگ و ژرف چو اقيانوس قلب ميليونها مردم را در اقصاي عالم در زلال خويشتن خوطه ور سازد .

اشو با باران آمد و هم بدان سان رگبار مهرش باريدن گرفت بر كوه و دشت ، بركه و رود و اقيانوس ، بر عالم و بر آدم – هر آن آدمي كه قلبي داشت ، هر آن كو دلي دارد از جنس عشق و سرشته از شيدايي . 

زادنش چنين بود و باليدنش نيز لطيف و خروشان به عينه باران بهار ؛ و همين را خواهيم خواند در اين دفتر كه خاطرات اوست از گاه تولد تا بيست سالگي ؛ خاطراتي كه هر از چند ، به تفاريق طي چند دهه در گفتارهايش به كلام درآمد و بعدها بدين سان كه هست به يك جاي گرد آوري گرديد . 

از زندگي اشو كم و بيش گفته اند و يحتمل هم كه خوانده باشيد . به هر روي ، ذكر مفصل آن ناصواب مي نمايد ، آن هم در آستانه ي اين خاطرات . اين است كه به اختصار بسنده كرده ، فرازهاي حياتش را بر مي شمارد . اما از مرگش ، كشته شدنش ، كمتر گفته اند . هم بدين روي ، به جبران مافات ، ملخصي از يك مقاله و نيز متن كامل بازپسين خطابه اش را در اين مورد از پي مي آورم . 

آن مقاله را سوامي آناندنيتن نوشته است . كارل برنشتاين و ماركو پوليتي دو خبرنگار پر آوازه ي ماجراي واتر گيت هستند . خطابه را نيز شخص اشو ، صبح روزي ايراد كرد كه عصر آن روز كالبد خاكي اش را ترك گفت . 

 ------------------------------

 

توضیحاتی برای خواننده: 

این متون از قطعات برگزیده از دیگر کتاب ها و سخنرانی های اشو می باشد.

 این ها در واقع مجموعه و گلچینی از سخنرانی های وی که در 45 کتاب به نگارش آمده است که اشو درباره زندگی خود گفته است (قسمت مربوط به خاطرات زندگی وی در اینجا ممکن است همه اتفاقات مرتب  نباشد و یا نگارش آن متفاوت تر باشد.)

 

اشو در زمان حیات به چندین نام معروف بود، "راجا" نام زمان کودکی وی، سپس "راجنیش"، "آچاریا"، "باگوان شری راجنیش" و در آخر نام "اشو" (البته در آخرین ماه های حیات خود حتی نام اشو را نیز انداخت و گفت کافیست مرا "دوست محبوب" صدا کنید که متاسفانه همان نام آخر بر وی ماند و زیارت خود را در این جهان به انتها رساند.

 

ما 11 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116