اشو Osho

Bhagwan Shree Rajneesh باگوان شری راجنیش

  
  
  

درباره اشو

53- در یک نگاه

واقعیات و حوادثی از زندگی اوشو

Some Biographical facts and events from the life of
Bhagwan Shree Rajneesh (Osho)

 سال های کودکی

1931  

باگوان شری راجنیش Rajneesh   Bhagwan Shree در 11 دسامبر در روستای
کوچ وادا Kuchwada در ایالت مادیاپرادشMadhya Pradesh  هند زاده شد. فرزند ارشد یک تاجر افتاده و فروتن بود که به مذهب جینJain  تعلق داشت. هفت سال اول زندگی را با پدربزرگ و مادربزرگ مادری اش به سر برد که به او آزادی مطلق داده بودند که هرکاری دوست داشت انجام دهد و کاملاٌ از کاوش های او برای دستیابی به حقایق زندگی حمایت می کردند.

 

 

1938

پس از مرگ پدربزرگش، او رفت تا با والدینش در شهر گاداوارا Gadawara  که بیست هزار سکنه داشت زندگی کند. مادربزرگش همراهش رفت تا با او زندگی کند و تا سال 1970 که از دنیا رفت، سخاوتمند ترین دوست او باقی ماند. او خودش را مرید این نوه اش اعلام کرده بود.

 

1946

باگوان نخستین تجربه ساتوریsatori  (اشراق لحظه ای) خودش را در سن چهارده سالگی داشت. در طول سالیان، آزمایشات او با مراقبه عمق گرفت. شدت کاوش های روحانی او بر سلامت جسمانی اش تاثیر گذاشته بود و والدین و دوستانش می ترسیدند که او زیاد عمر نکند.

 

 سال های دانشگاه

1952

در بیست ویک سالگی و در 21 مارس 1952 (اول نوروز) باگوان به اشراق رسید:
به والاترین اوج معرفت انسانی. او می گوید که در اینجا زندگینامه ی بیرونی اش به پایان رسید و از آن پس در یک موقعیت بی نفسی در یگانگی با قوانین درونی حیات به زندگی ادامه داده. او تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه ساغر Saugar  ادامه داد و در سال 1956 با رتبه ی اول در رشته ی فلسفه فارغ التحصیل شد. او برنده ی مسابقه ی مناظره ی سراسری هند شد و مدال طلایی را در رشته ی تحصیلی خود کسب کرد.

 

1957

باگوان به تدریس در کالج سانسکریت ریپورRaipur  مشغول شد. یک سال بعد او در دانشگاه جبل پورJabalpur  به مقام استادی فلسفه رسید. او یک سال بعد این شغل را ترک کرد تا خودش را تماماٌ وقف آموزش مراقبه به انسان امروزی کند. در سال های 1960 او
به مسافرت سراسری و بی وقفه در هندوستان پرداخت و به "آچاریا (آموزگار) راجنیش" معروف شد و هرکجا که رفت خشم و قهر نظام حاکم را برانگیخت. او در سخنرانی های جنجال برانگیزش نفاق صاحبان منافع در جامعه را آشکار می کرد و بی پرده می گفت که آنان مانع دستیابی انسان به ابتدایی ترین حق خودش __ حق خودبودن __ هستند. او در حضور جمعیت ها ده هزار نفری سخن می گفت و با سخنانش قلب میلیون ها انسان را لمس می کرد.

 

سال های بمبئی

1968

او در بمبئی مشتقر شد و به کار تدریس مشغول شد. بطور منظم اردوگاه های مراقبه را در مناطق کوهپایه ای اداره می کرد و در آنها روش انقلابی مراقبه ی پویا dynamic meditation را معرفی کرد که با تخلیه ی ذهن وبدن، سبب توقف ذهن می شود. از 1970 به بعد شروع به مشرف کردن سالکین به نهضت نئوسانیاسneo-Sannyas  کرد: طریقت تعهد به اکتشاف خویشتن و مراقبه کردن؛ که از طریق عشق و هدایت شخصی او شکل
می گرفت. در اینجا او "باگوان" __ وجود متبرک __ خوانده می شد.

 

1970

نخستین جویندگان حقیقت از غرب وارد شدند که در میان آنان بسیاری از افراد حرفه ای وجود داشتند. شهرت باگوان شروع به انتشار در اروپا، آمریکا، استرالیا و ژاپن کرد. اردوگاه های ماهانه برای مراقبه به کار ادامه می دادند و در 1974 مکانی جدید در پونا یافته شد که آموزش های او می توانست در آن گسترش پیدا کند.

 

سال های پونا

1974

در بیست و یکمین سالگرد اشراق باگوان، معبد جدید در پونا افتتاح شد. شعاع نفوذ باگوان جهانی شد. درهمین زمان، سلامت او بطور جدی افت پیدا کرد. او بیشتر و بیشتر به خلوت اتاق خود روی می آورد و روزانه فقط دو بار بیرون می آمد: برای سخنرانی های بامدادی و برای مراسم تشرف و توصیه به مریدان در عصر.

گروه های درمانی که ترکیبی بودند از بینش های شرقی و روان درمانی غربی تاسیس شدند. ظرف دوسال معبد پونا به عنوان "بهترین مرکز رشد و درمان در دنیا" شناخته شد.
سخنرانی های باگوان شامل تمام سنت های مذهبی دنیا بود. در همین زمان، دانشوری وسیع او در علوم و تفکر غربی، و روشنی کلام و عمق مباحث و استدلال های او، آن فاصله ی باستانی میان شرق و غرب را نزد شنوندگان او ازبین می برد. سخنرانی های او که ضبط و
به کتاب تبدیل می شدند شامل صدها کتاب اند و توسط صدها هزار نفر خوانده و جذب شده اند. در اواخر دهه ی هفتاد معبد باگوان در پونا برای سالکین حقیقت به یک مکه تبدیل شده بود.

نخست وزیر هندوستان، مورارجی دسایMorarji Desai ، که یک زاهد هندو بود، هرگونه مانعی را ایجاد کرد تا پیروان او نتوانند معبد باگوان را به نقطه ای دورافتاده در هند منتقل کنند تا در آنجا بتوانند آموزش های باگوان را در محیطی خودکفا پیاده کنند و در عشق و مراقبه و خلاقیت و خنده زندگی کنند.

 

 1980

 در یکی از سخنرانی های او، عضو یکی از فرقه های سنتی هندو به جان باگوان سوء قصد کرد. زمانی که مذاهب رسمی و کلیساها در شرق و غرب با او مخالفت می کردند، او در این زمان حدود دویست و پنجاه هزار مرید در سراسر دنیا داشت.

 

مرحله ای تازه __ راجنیش پورام __ ایالات متحده آمریکا

1981

در اول می، باگوان از سخن گفتن دست کشید و وارد یک دوره "ارتباط ساکت دل-به-دل" با مریدانش شد. بدنش از یک کمر درد مزمن در رنج بود و به استراحت پرداخته بود. او توسط پزشکان و مراقبینش برای درمان و احتمال یک عمل جراحی فوری به ایالات متحده برده شد. مریدان آمریکایی او زمینی به مساحت 64000 هکتار را در صحرای اورگانOregan  مرکزی خریداری کردند. آنان از باگوان دعوت کردند به آنجا برود که در آنجا به سرعت بهبود پیدا کرد. در آنجا یک جمع کشاورزی نمونه با سرعتی باورنکردنی و نتایج موفق به راه افتاد و آن زمین های بیجان و کویری با تلاش شبانه روزی مریدان به یک واحه ی سرسبز تبدیل شد که می توانست 5000 نفر را تغذیه کند.

در جشن های سالانه که برای دوستداران باگوان از سراسر دنیا تدارک داده می شد، بیش از 20000 نفر در این شهر تازه تاسیس راجنیش پورامRajneeshpuram  تغذیه و اسکان داده می شدند.

به موازات رشد سریع این جمع در اورگان، جمع های بزرگ دیگری در تمام شهرهای عمده کشورهای غربی و ژاپن ایجاد می شد که توسط درآمد کسب و کارهای مستقل خود مریدان اداره می شدند. در این زمان، باگوان به عنوان یک رهبر دینی، برای اقامت دائم در آمریکا تقاضا داد ولی درخواست او توسط دولت آمریکا رد شد؛ یکی از دلایل رد تقاضای او پیمان سکوتی بود که در آن زمان مراعات می کرد. همزمان، این شهر جدید در آمریکا مورد حملات روزافزون قانونی توسط حکومت ایالت اورگان و اکثریت شهروندان مسیحی آنجا قرار داشت. قانون استفاده از زمین اورگان که برای حفظ محیط زیست وضع شده بود اسلحه ای بود برای مبارزه با این شهر جدید که تلاش عظیمی کرده بود تا آن صحرای لم یزرع را
به سرزمینی سبز و حاصلخیز تبدیل کند. در واقع، آن شهر در دنیا بعنوان یک شهرنمونه ی زیست محیطی شناخته شده بود.

در اکتبر 1984 باگوان شروع کرد به سخن گفتن برای گروه کوچکی از دوستانش در محل اقامت خود و در جولای 1985 او شروع کرد به سخنرانی برای هزاران سالک.

 

  1985

در 14 سپتامبر، منشی خصوصی باگوان همراه با چندتن از اعضای تیم مدیران آن شهر ناگهان رفتند و روندی از اعمال غیرقانونی که توسط آنان انجام شده بود آشکار شد. باگوان از مقامات آمریکایی دعوت کرد به آن شهر بروند و تحقیقات کاملی را انجام دهند. مقامات از این فرصت استفاده کردند و به مبارزه با آن جمع شتاب بیشتری دادند.

در 29 اکتبر باگوان بدون حکم بازداشت در شهر شارلوت  charlotte در ایالت کارولینای شمالی بازداشت شد. در زمان تفهیم اتهام دست و پای او را به زنجیر کشیدند. سفر به اورگان __  او باید در آنجا در دادگاه حاضر می شد __ که معمولاٌ پنج ساعت پرواز بود__ هشت ساعت به طول انجامید. در چند روز اول بازداشت او هیچگونه اثر و ردپایی از او وجود نداشت. بعدها او آشکار کرد که در زندان ایالتی اوکلاهما او را تحت نام دیوید واشنگتنDavid Washington ثبت نام کرده بودند و در یک سلول همراه با فرد زندانی دیگری که مبتلاٌ به تبخالherpes  مسری بود نگه داشته بودند __ مرضی که در صورت سرایت می توانست به مرگ باگوان منجر شود.

پس از دوازده روز مجازات زندان و زنجیر و درست یک ساعت قبل از اینکه آزاد شود، بمبی را در زندان پورتلند در اورگان یافتند. تمام ساکنین آن مکان بجز باگوان از آنجا تخلیه شده بودند و او را برای یک ساعت دیگر در آنجا نگه داشتند.

در نیمه ی ماه نوامبر وکلای او از او مصرانه خواستند تا به دو مورد از 34 مورد خلافی که او را برای نقض قوانین مهاجرت متهم کرده بودند اعتراف کند تا بتواند جان خودش را از نظام قضایی آمریکا خلاص کند.

باگوان تسلیم شد و وارد "دادخواست آلفرد"Alfred plea  شد __ دادخواستی که مخصوص نظام قضایی آمریکاست و او می توانست درگیرشدن با جرم را بپذیرد ولی درعین حال بیگناهی خود را نیز حفظ نماید. او راچهارصدهزار دلار جریمه کردند و دستور اخراجش از آمریکا را صادر کردند با این شرط که تا پنج سال دیگر حق ورود به آمریکا را نخواهد داشت. او در همان روز توسط جت شخصی به هندوستان بازگشت و در کوه های هیمالیا به استراحت پرداخت. یک هفته بعد جمع اورگان تصمیم به پراکنده شدن گرفت.

در یک کنفرانس مطبوعاتی قاضی آمریکایی چارلزترنرCharles Turner  در پاسخ به این سوال که "چرا اتهاماتی که برعلیه منشی او وارد شده بود برعلیه خود باگوان اعلام نشد؟" به سه نکته ی اساسی اشاره کرد که گویای سیاست آمریکا برعلیه جمع باگوان بودند. ترنر گفت که اولویت نخست دولت نابودکردن آن جمع بود و مقامات آمریکایی می دانستند که برداشتن باگوان این امر را محقق می کند. دوم اینکه آنان مایل نبودند از باگوان یک شهید بسازند. سوم اینکه هیچ سند و مدرکی برعلیه او درارتکاب هیچگونه جرمی موجود نبوده است.

تور دور دنیا __ مطالعه ای در باب حقوق بشر
دسامبر 1985

به منشی جدید باگوان، همنشین و پزشک او دستور داده شد تا از هندوستان خارج شوند و روادیدهایشان باطل شد. باگوان راهی کاتماندو در نپال شد و سخنرانی های روزانه اش را ادامه داد.

 

فوریه 1986

باگوان با یک روادید سی روزه  به یونان رفت و در ویلای یک تهیه کننده فیلم اقامت کرد و روزی دوبار سخنرانی داشت. مریدان برای شنیدن او هجوم آورده بودند. کشیش اعظم ارتودکس دولت یونان را تهدید کرد که اگر باگوان از کشور خارج نشود خونریزی به راه خواهد افتاد.

 

5 مارس 1986

پلیس یونان با زور وارد محل اقامت باگوان شد و باگوان را بدون حکم قانونی بازداشت کرد و با زور به آتن فرستاد تا اخراج شود. بیست و پنج هزار دلار هزینه شد تا از سوارکردن او به یک قایق و راهی کردنش به هند جلوگیری شود.

 

6 مارس 1986

او با هواپیمای شخصی به سویس پرواز کرد و در وقت ورود ویزای هفت روزه اش توسط مامورین مسلح باطل شد. او را به سبب "بزهکاری در قوانین مهاجرت آمریکا" یک  "شخصیت غیرقابل اعتماد"persona non-grata  اعلام کرده بودند و از او خواستند تا از آنجا برود. او به سوئد رفت که با همان برخورد روبه رو شد و توسط مامورین مسلح محاصره شده بود. به او گفتند که او "خطری برای امنیت ملی" است و دستور دادند تا بی درنگ خاک سوءد را ترک کند.

او به انگلستان رفت. خلبان های او اینک می بایست قانوناٌ هشت ساعت استراحت کنند. باگوان مایل بود که در سالن توریستی درجه یک فرودگاه استراحت کند ولی به او اجازه ندادند و همچنین به او اجازه ندادند که آن شب را در یک هتل استراحت کند. درعوض او و همراهانش را در یک سلول کوچک و کثیف همراه با انبوهی از پناهندگان دیگر محبوس کردند.

 

7 مارس 1986

باگوان و گروه او به ایرلند پرواز کردند که به آنان روادید توریستی داده بود. به هتلی در نزدیکی لایم ریکLimerick  رفتند. صبح روز بعد پلیس وارد شد و به آنان دستور داد که باید بی درنگ آنجا را ترک کنند. این ممکن نبود زیرا تا این زمان، کانادا به هواپیمای باگوان اجازه ی سوختگیری در گاندرGander  نداده بود تا بتوانند به پرواز خود به آنتیگوا   Antigua در جزایر قناری ادامه دهند.

این ممانعت غیرعادی برای سوختگیری درحالی انجام می شد که باگوان تعهدنامه رسمی با ضمانت شرکت لویدزلندن  Lloyds of Londonداده بود که پا از هواپیما بیرون نگذارد!

به این شرط که هیچگونه سروصدای عمومی برپا نکنند که سبب شرمندگی مقامات ایرلندی شود، باگوان اجازه یافت تا یافتن راه حل های دیگر در آنجا اقامت کند.

در زمان انتظار، آنتیگوا اجازه ی خودش را برای ورود به آنجا پس گرفت. هلند نیز درخواست باگوان را رد کرد. دولت آلمان پیشاپیش یک حکم بازدارنده صادر کرده بود که به باگوان اجازه ی ورود به آلمان داده نشود. در ایتالیا درخواست ویزای توریستی او معطل باقی مانده و هنوز هم پس از پانزده ماه معطل است!

 

19 مارچ 1986

در آخرین لحظات، اروگوئه با دعوتی پیش آمد و باگوان و مریدان و دوستانش از طریق داکار در سنگال به مونته ویدیو رفتند. اروگوئه حتی امکان دادن اقامت دائم به او را بازگذاشته بود. بااین وجود در اروگوئه بود که دریافتند چرا او نتوانسته بود وارد هیچ کشوری بشود: از سوی منابع رسمی پیمان ناتوNATO ، درست قبل از ورود آنان به هر کشور، تلکس هایی با عنوان "اطلاعات سری سیاسی"diplomatic secret information  به پلیس آن کشورها صادر می شد و شایعات پلیس بین المللی مبنی بر "قاچاق مواد مخدر و روسپیگری" را تکرار می کرد. اروگوئه نیز به زودی تحت همین فشارها قرار گرفت.

 

 

 

14 می 1986

دولت اروگوئه خودش را آماده می کرد تا در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کند که به باگوان اجازه ی اقامت دائمی اعطا کرده است.

همان شب سانگوینتیSanguinetti  رییس جمهور اروگوئه تلفنی از واشنگتن دریافت کرد که اگر باگوان در اروگوئه بماند، وام جاری آمریکا به مبلغ شش میلیارد دلار پس گرفته خواهد شد و ازاین پس هم هیچ وام دیگری به آن کشور داده نخواهد شد. باگوان می باید تا 18 ژوئن آنجا را ترک کند. روز بعد سانگوینتی و ریگان از واشنگتن اعلام کردند که آمریکا یک وام جدید به مبلغ 150 میلیون دلار به اروگوئه پرداخت کرده است.

 

19 ژوئن 1986

جامائیکا یک روادید ده روزه به باگوان داد. دقایقی پس از اینکه باگوان وارد آن سرزمین شد، یک هواپیمای نیروی دریایی آمریکا در کنار هواپیمای باگوان برزمین نشست و دو مامور شخصی از آن پیاده شدند. صبح روز بعد ویزای باگوان و گروه همراهش باطل شده بود.

باگوان از طریق مادرید به لیسبون پرواز کرد و برای مدتی شناسایی نشد. چند هفته بعد پلیس محل اقامت او را محاصره کرد. روز بعد باگوان تصمیم گرفت به هندوستان بازگردد.

 

در مجموع 21 کشور یا او را اخراج کردند و یا اجازه ی ورود به او ندادند.

 

29 ژوئن 1986

باگوان وارد بمبئی در هندوستان شد که برای شش ماه میهمان یک دوست هندی بود. در خلوت خانه ی میزبان او به سخنرانی های روزانه ادامه داد.

 

4 ژانویه 1986

باگوان وارد خانه اش در معبد پونا شد، جایی که بیشتر دهه ی هفتاد را در آنجا زندگی کرده بود. بلافاصله پس از ورود باگوان رییس پلیس پونا به او دستور داد که از آنجا خارج شود،
به این دلیل که وی "شخصی جنجالی" است و ممکن است "آرامش شهر را برهم بزند"!
این دستور همان روز از سوی دادگاه عالی بمبئی ملغا شد. همان هندوی متعصب که در یکی از سخنرانی ها به سوی باگوان کاردی پرتاب کرده بود شروع کرد به تهدیدهای خشونت آمیز که اگر باگوان از پونا خارج نشود او به همراه دویست نفرکماندو که هنرهای رزمی می دانند با زور وارد معبد خواهد شد.

 

21 می 1987

در زمان این نگارش، برخلاف تلاش های دولت های "دنیای آزاد" برای منزوی کردن باگوان در یک تبعید داخلی مجازی، هزاران نفر به پونا سفر کرده اند تا بار دیگر با مرشد خود باشند.

 

ما 79 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

قلم / فونت سایت

برای اینکه سایت در حالت بهترین دیده شود لطفا قلم (فونت) فارسی "یکان" را بروی سیستم خود نصب کنید - برای نصب کافیست  به سایت زیر رفته و فایل TTF را دانلود و سپس فایل دانلود شده را (به کنترل پنل سیستم عامل ویندوز خود رفته) و در پوشه فونت کپی کنید!

http://www.awebfont.ir/fonts?cat_id=1&fonts_id=1116